behzadsadeghi
نوشته هایم را می خوانی… و می گویی: چه زیبا! راستی… دردهای آدم ها زیبایی دارد…؟!؟!؟!
♥ نگار ♥
موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
پرواز بال ما ، در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه ، خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است
بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما ، از کال چیدن است قیصر امین پور
♥ نگار ♥
ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﻫﺮ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﯽ ﺑﺎ ﺁﻫﻨﮓ ﯾﻪ ﺣﻠﻘﻪ
ﻃﻼﯾﯽ ﺭﻗﺼﯿﺪﻩ ...
ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﺮﻭﺳﯿﺎ ﺑﺎ ﮐﺎﭘﺸﻦ ﭼﺮﻣﺸﻮﻥ ﺑﺎ ﺁﻫﻨﮓ
ﺟﻮﻧﯽ ﺟﻮﻧﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﻣﯿﺸﺪﻥ ﻭ ﻃﻮﻝ ﻣﺴﯿﺮ ﺗﺎﻻﺭ ﺭﻭ ﻣﯿﻠﺮﺯﻭﻧﺪﻥ