یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر عمم بهم زنگ زده که یه آلبوم گرفتم خیلی باحاله! میتونی ازین خواننده کارای قدیمی ترش رو هم برام دانلود کنی ؟
گفتم باشه اسم خواننده رو برام اس ام اس کن.
اس ام اس داده : Unknown Artist
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی اوقات اونقد غرق آرزوهات میشی که فراموش میکنی ..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.یکی بیرون دستشویی منتظره ...
خخخخخخخخخخخخخخ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:06
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تبلیغ رنگ مو داش نشون میداد تو تلویزیون ایران:
زنه اول روسریش مشکی بود؛ بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوه‌ای شد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تبلیغ رنگ مو داش نشون میداد تو تلویزیون ایران:
زنه اول روسریش مشکی بود؛ بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوه‌ای شد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
█░░░█░░░█░░░█░░░کودکی ام

█░░░█░░░█░░░█░░░یک مشت ستاره

█░░░█░░░█░░░█░░░در جیبش ریخت و

█░░░█░░░█░░░█░░░به تماشایِ شب رفت

█░░░█░░░█░░░█░░░تماشایِ شب

█░░░█░░░█░░░█░░░ستاره ها را از یادش برد ـ

█░░░█░░░█░░░█░░░وقتی به خانه برگشت

█░░░█░░░█░░░█░░░جیبش را گشت:

█░░░█░░░█░░░█░░░خالی بود.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
███████████████████████████████████████
██████████لبخند که می زنی
██████████من
██████████عین هالوها
██████████زل می زنم به دست هات
██████████به ساعت مچی طلایی ات
██████████به آستین پیراهنت
██████████تا فرو نروم در زمین.

██████████دیشب مادرم گفت
██████████تو از دیروز فرو رفته ای
██████████در کلمه ای انگار

████████████████████در عین
████████████████████در شین
████████████████████در قاف
████████████████████در نقطه ها
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:48
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
-۞سال هاست..................................................۞
۞من و فراموشی.................................................۞
۞سرِ «تو».......................................................۞
۞جنگ داریم!......................................................۞
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞
می خواستم چشمهای تو را ببوسم
تو نبودی، باران بود
رو به آسمانِ بلندِ پُر گفت و گو گفتم:
تو ندیدیش...!؟-
دیدم دارد ترانه ای به یادم می آید
می خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفت و گو...!؟
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بی رویا نداشته ام.
░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:40

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ