یافتن پست: #را

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را


X
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:58
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


شبـــ ها به وقتـــ خوابـــ از طرفـــ مـــن وجدانتـــ را ببوســـ اگـــر بیدار بـــود … !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:58
+3
saman
saman
در CARLO
آنان که به زین اسب خود می نازند در وقت مسابقه چرا می بازند؟ دنیا که شبیه کوچه بن بست است ، با نعل شکسته به کجا می تازند.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:57
+5
saman
saman
در CARLO
مهربانی زبانی است که :
برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:56
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

این روز ها آنقدر با خودم مشکل دارم که پشت سر خودم حرف میزنم یکی به دو میکنم / با آینه لباس هایم را به دو رنگی متهم میکنم و هر صبح / بهم میزنم حال دنیا را در فنجان های قهوه ندیده بی آنکه نگران این باشم که فال ِ آدمهایش از هم سر در بیاورد دنیای هر جایی ِ من / دامنش را هم بالا بگیرد چیز جدیدی برای نشان دادن ندارد نفس کشیدن در گیر و دار اکسیژن های بی سرو پا که در ادکلن های اطرافیانم سرک کشیده اند زندگی دسته جمعی با تفکر های تک سلولی که در بستر ِ سنت / تکثیر می شوند خواب آلودگی درمیان هجوم میله ای که به دست ها آویزان شده در مترو تکرار .... رار ... ار .... تکراری ام

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:56
+6
saman
saman
در CARLO
صبورانه در انتظار زمان بمان! هرچیز در زمان خودش رخ میدهد باغبان حتی اگر باغش را غرق آب هم کند درختان خارج از فصل خود میوه نمیدهند!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:55
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گنجشک ها به سمفونی اعتقاد دارند وقتی که سیم برق را دو / لا / می / نشینند چشمانت ، کلاویه ها را که حفظ باشد... هر تیر چراغ و سیم برقش ، بتهونیست که موسیقی مادری ِ گنجشک ها را می نوازد ......

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:55
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:55
+3
saman
saman
در CARLO
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای! گفت یا باد است یا خواب است یا افسانه ای ،
گفتمش احوال عمرم را بگو تا عمر چیست؟ گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای!
گفتمش آنانکه میبینی بر او دل بسته اند ، گفت یا کورند یا مستند یا دیوانه ای.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:54
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دخترک برگشت چه  بزرگ شده بود
پرسیدم : پس کبریت هایت کو؟ پوزخندی  زد!
گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد
... گفتم: میخواهم امشب با کبریتهای  
تو ، این سرزمین را به آتش بکشم
!!
دخترک  نگاهی انداخت ، تنم لرزید...
گفت : کبریت هایم را نخریدند
!
سالهاست  تن می فروشم
! می خری؟؟؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 11:51
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ