یک نفس یاد خدا یک سبد خاطرآسوده و شاد
یک بغل شبنم آرامش صبح یک هزار آیینه از جنس دعا
همه تقدیم تو باد
باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد