یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
این همه گنجشک بر یک درخت
این همه آواز با یک نت
این همه چتر در یک باران
این همه " تنهایی " در یک شهر?!...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:55
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز مامانم صدام کرد گفت بیا با ماشین منو تا فلان جا برسون
گفتم حال ندارم، برو از آژانس سر کوچه ماشین کرایه کن. ا
.
.
.
.
اونم هیچی نگفت و رفت
الان بهش می گم مامان گشنمه پاشو غذا درست کن. برگشته می گه حال ندارم
برو سر کوچه زیر آفتاب بشین فتوسنتز کن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با تو، باران بهاری‏ام را پایانی نیست و بی‏تو، پرنده‏ای آشیان گم‏کرده در جاده‏های پاییزم.
تو که هستی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏کند. با تو، نفس‏های مادرانه، تیررس اضطراب و تشویش را مجال نمی‏دهند.
آجر به آجر، ساخته می‏شوم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏آیند.
بی‏تو، بن‏بستی می‏شوم در هزار توی رنج‏های خویش.
بی‏تو، شکوه جهان، ویرانه‏ای است مسکوت و بی‏هیاهو.
می‏ستایمت که رونق کوچه‏های سردسیر وجودم هستی؛ آن‏چنان که آفتاب، رگ‏های سپید قطب را.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:50
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از همه‌ی زندگی‌ام – در یادم فقط پاییزی است
دمی‌که  از میان پنجره‌ی خیس از باران
نگاه می‌کنم و می‌بینم
راهی روان به دوردست
بر راهمی‌یابم جاپایی عمیق در این جاپا
خانه‌ای می‌سازم
در این خانه- می‌کارم سرخس کودکی ام را بر این سرخس-
رؤیای شکوفه‌ای رخشان می‌بینم بر این شکوفهقطره‌ای می‌بینم در قطره-
دوباره چهره‌ی قدیمی ‌را باز می‌شناسم
در این چهرهمی‌شنوم صدای خودم را...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:43
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز با همان شور و نوا دارد شبانی میکند گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان با همین نخوت که دارد آسمانی میکند سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی میکند با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران میرسد با من خزانی میکند طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:42
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیا باران ،
زمین جای قشنگی نیست ،
من از اهل زمینم
خوب میدانم که گل در عقد زنبور است
ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:41
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

کسی یادش نبود اینجا یه گندمزار کوچیکه مسیر خوشه های زرد تو مشت باد تاریکه
***
کلاغ از مزرعه دل کند مترسک از وسط تا شد کسی چیزی نگفت اما خبر مشهور صحرا شد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:40
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

من پشیمانم از آن عشق که پستم می کرد  
بر زبانهای شما دست به دستم می کرد  
مثل احساس کسی سنگ شدم ای مردم
 
تازه با فاصله همرنگ شدم ای مردم  
یک نفر میوه احساس مرا چیدو گذشت
 
گریه ی نیمه شب روح مرا دیدو گذشت
 
یک نفر گریه ی عاشق شدنم را خندید  
لحظه ناب شقایق شدنم را خندید  
من از آن عشق که می مرد حکایت کردم

به خدایی که تو را برد شکایت کردم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:39
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دیرگاهیست که تنها شده ام /
قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است /
باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است /
که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم /
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید /
تا نبینم که چه تنها شده ام

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:37
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:37
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ