یافتن پست: #را

AmiR
AmiR
من و تو یکی دهانیم که به همه آوازش به زیباتر سرودی خواناست من و تو یکی دیدگانیم که دنیا را هردم در منظر خویش تازه تر می سازد نفرتی از هر آنچه بازمان دارد…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:45
+4
AmiR
AmiR
سمن بهانه بود! امیر تیشه میزد تا نشنود، صدای مردمانی را که در گوشش میخواندند: دوستت ندارد . . .!!! 
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:44
+3
AmiR
AmiR
هنوز بدرود نگفته‌ای، دلم برایت تنگ شده است چه بر من خواهد گذشت اگر زمانی از من دور باشی هر وقت که کاری نداری انجام دهی تنها به من بیاندیش من در رویای تو شعر…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:43
+3
ADONIS AVOCAT
ADONIS AVOCAT
واسه حسن ختام امروز میزنیم کانال شعر و شما رو تا دیداری دیگر به خدای مهربون میسپارم!



وقتی نمی شود به تو حتی سلام کرد

باید چگونه با تو شروع کلام کرد؟


این بی تفاوتی به تو اصلا نمی خورد

آیا مرا نگاه تو بیهوده خام کرد؟


وقت ورودت از سر مستی نشسته ام..

چشم تو را ندیده .. هر آن کس قیام کرد!


عشقت قرار بود کمی زخمی ام کند

اما شروع قصه به یک انهدام کرد


حرف من و نگاه تو از کی شروع شد؟

ان لحظه ای که کار دلم را تمام کرد


یک لحظه مهربان شوی آخر چه میشود؟

در حق تو دلم چه به جز احترام کرد؟


چشمم به جرم عشق تو شد متهم ولی

فکری برای عاقبت اتهام کرد!

مهرداد بابایی
آخرین ویرایش توسط ADONIS در [1392/05/11 - 17:11]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:08
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:07
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تنهایم اما دلتنگ آغوشی نیستم
خسته ام ولی به تكیه گاهی نمی اندیشم
چشم هایم تر هستند ولی رازی ندارم
چون مدتهاست دیگر كسی را خیلی دوست ندارم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:02
+10
ADONIS AVOCAT
ADONIS AVOCAT
ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ!
ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعتﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ..

ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ

ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !

بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟

{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نگران نباش





" حــــال مـــن خـــــوب اســت " بــزرگ شـــده ام ...





دیگر آنقــدر کــوچک نیستـم که در دلـــتنگی هـــایم گم شــوم!



آمـوختــه ام،





که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش" زندگیست "



آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای " نبــودنـت " تنگ نشـــود . . .





راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خــــــــوب یاد گـــرفتــه ام

...





" حــــال مـــن خـــــــوب اســت " ...خــــــوبِ خــــوب!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:49
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چرا شماها اصن درك ندارین ...؟!
من لایك آورِ یه خانواده ام ...
اونوَخ هى شماها این لایكاتونو از من دریغ میكنین ...؟!
هیچ میفهمین چشم به لایكى ینى چى ...؟!
اصن میدونین شبا سرِ بى لایك به بالین گذاشتن، چه حالى داره ...!؟
:)):)):))
valaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:46
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺳﺎﻝ 68 ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﻫﺎﻳﺪﻩ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻥ
.
.
.
.
ﺳﺎﻝ 86 ﻓﺎﺿﻞ ﻟﻨﮑﺮﺍﻧﻲ ﻭ ﻣﻬﺴﺘﻲ
.
.

..

.
.
.

..
.
.
.
.
.
.
ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺟﻨﺘﻲ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻴﺪ !!...



ﺟﻮﻥ ﺣﻤﻴﺮﺍ ﺩﺭ ﺧﻄﺮﻩ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:45
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ