یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در مکّه دیدم
خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ...
و انسانها به دور ِ خویش میگردند!
در مکّه دیدم
هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست!
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید
غافل از اینکه آن دوره گرد، خود ِ خدا بود!
در مکّه دیدم، خدا نیست!
و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم
و درهمان نماز ساده ی خویش، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم
آری ...
شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست
که خدایی در آن نیست ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگویند : روزی سگی داشت در چمن علف میخورد . سگ دیگری از کنار چمن گذشت . چون این منظره را دید ایستاد .( آخر ندیده بود سگ علف بخورد )
ایستاد و با تعجب گفت : " اوی ! تو کی هستی ؟ چرا علف میخوری ؟ "
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت :
- : " من ؟ من سگ قاسم خان هستم ! "
سگ اولی پوز خندی زد و گفت :
- " سگ حسابی ! تو که علف می خوری ؛ دیگه چرا سگ قاسم خان ؟ اگر پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی ؛ حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان ؟ سگ خودت باش !!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اقای مجری : وقتی که عید میشه چیکار میکنیم؟

پسر خاله : آرزو کردم

آقای مجری : چه آرزویی کردی
...
پسر خاله : به خودم مربوط نیست

آقای مجری : متلک میندازی؟!!

پسر خاله : نه خیر یعنی برا دیگران آرزو کردم(یواشکی در گوش آقای مجری آرزوشو میگه)

"آرزو کردم سر سفره ی همه نون باشه"
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ایا از اشنایان خود بی خبرید؟؟اایا مدتی است که اقوام دور خودرا ندیده اید؟؟ کافیست با دوست پسر خود در سطح شهر ظاهر شوید آنگاه اموات خودرا هم میبینید.......
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:40
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دندانم شکست ...

برای سنگ ریزه ای که
...
در خوراکم بود !

دردم گرفت ...

نه برای دندانم !

برای کم سو شدن

چشمان مادرم ....!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:37
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
+ خوشبختی♥

اگر سرت را روی سینه ام بگذاری …

هیچ صدایی نخواهی شنید ...

قلبـــــ♥ــــــــ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره…
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو مترو یارو دست کرده تو جیبم، دستشو گرفتم میگم راحتی داداش؟

میگه ااا جیبه تو بود؟

بابا بگو دیگه، یه ربه دارم میگردم، فکر کردم موبایلمو زدن،

نزدیک بود داد و بیداد کنم یه بی گناه دستگیر شه!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی دستان تو
در دستان من نباشد
دست را می بــــازم
حتی اگر تـمـام حـکـم هـای دل
در دسـت من باشد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی کسی را دوس داری نمیفهمد !!!
گاهی کسی تو را دوس دارد، تو نمیفهمی !!!
.
.
.
.
.
..
.
.
.

.
خلاصه بلانسبت یه سری خر و گاو جمع شدیم دور هم و تشکیل اجتماع دادیم
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در دنیای ما شغال ها و کفتارها توبه کرده اند،

لاشخورها لاشخوری نمیکنند ...!

اما ...

امان از آهوهای تازه به دوران رسیده..،!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:00
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ