یافتن پست: #را

zahra
zahra
..این روزها به طرز عجیبی با خـودم می جنگم که دیـده ها را نادیده بگیــرم و شنیــده ها را نشنیــده ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:50 توسط Mobile
+8
ali rad
ali rad
چه دنیای جالبی است تو را دروغ گو خطاب میکنن در حالی که اون تنها کسی بوده که باهاش صادقانه دردو دل کردی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:50
+2
sepideh
sepideh
من دنبال یه پسر خوب
خانواده دار
مودب
با شخصیت
سربزیر و چشم پاک
اهل کار
خانواده دوست
و .......میگردم
نه برای اینکه دوست پسرم بشه
... و نه برای اینکه شوهرم بشه

واسه این میخوام که ببرم بزارمش توی موزه
آخه نسل این جور پسرها داره منقرض می شه
8 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:42
+5
shadmehr
shadmehr
آسمان وقف نگاهت گل من / مانده ام چشم براهت گل من / هرکجا هستی و باشی گویم / که خدا پشت و پناهت گل من
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:19
+3
shadmehr
shadmehr
لبخند تو را چند صباحی است ندیدم.... یکبار دگر خانه ات آباد ، بگو سیب!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:13
+3
reza
reza
مترسك گفت:اي گندم شاهد باش مرا براي ترساندن آفريدند اما من عاشق پرنده اي بودم كه از گرسنگي مرد....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:08
+2
reza
reza
برد مقتدرانه و شيرين تيم پرسپوليس را به همه پرسپوليسي هاي عزيز تبريك ميگم.
به اميد قهرماني{-21-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 11:09
+4
-2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
کریشنامورتی: زمانی که انسان به دنبال شخصی راه بیفتد، از دنبال کردن حقیقت دست برداشته است.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 02:34
+15
reza
reza
بی تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گریانم
بی تو من با چشم گریان ، سیل غم برد آشیانم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

توآن باران تند بیقراری که راهی غیر باریدن نداری

نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها بباری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مثل باران چشمهایت دیدنی است ٬ شهر خاموش نگاهت دیدنی است

زندگانی معنی لبخند توست ٬ خنده هایت بی نهایت دیدنی است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در روز بارانی ، چتر نشانه فداکاری است ……
پس چتری باش برای آنکه دوستش داری ، در روزهای بارانی اش
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:50
+6
d.m
d.m
گاهی که دلم
به اندازهء تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریهء ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهل فصل دست کم یکی که بهار است


مـــ-ن هنــوز تو را دارم
آخرین ویرایش توسط asemanabi در [1391/01/17 - 01:52]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:50
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ