ebrahim
اونقدر كه آيفون تصويري در ايام عيد كارائي داره...تلويزيون و ماهواره و غيره..كارائي نداره.......
جهت ياد آوري گفتم.....!!!!
و گرنه , مهمان حبيب خداست...
:-))
Alireza
این شخص رو در خواب دیدید؟هر شب هزاران نفر این آقاهه رو تو خواب میبینن
sina
مهندس !
گرفتم بعد عمری مدرکی چند
و اینجانب شدم حالا مهندس !
ندانستم که ریزد از چپ و راست
ز پایین و از آن بالا مهندس !
غضنفر گاری اش را هول نمیداد
زنش گفت هول بده یالا مهندس !
تقی هم چونه میزد کنج بازار:
نمی ارزه واسَم والا مهندس !
به مرد قهوه چی میگفت اصغر:
دو تا چاییِ قند پهلو مهندس !
شنیدم کودکی میگفت در دِه
به مردی با چپق، خالو مهندس !
ز جنب دکّه ای بگذشت مردی !
صدا آمد " وَفِرما تو مهندس !"
خلاصه میخورَد خون جماعت
همیشه بدتر از زالو مهندس !
شنیدم با تَشَر میگفت معمار
به آن وردست حمّالش مهندس !
همین مانده که از فردا بگویند
به گوساله و امثالش مهندس !
یِهو یاد سکینه کردم ای داد ...
فدای آن لب و خالش مهندس !
شنیدم که عمل کرده دماغش
خبر داری از احوالش مهندس ؟!
شنیدم بعد تنظیمات بینی
بهش میگن همه خانوم مهندس !
شنیدم بچه زاییده دوباره
بگو هشتا کَمه؟ خانوم مهندس !
سرت رو درد آوردم من مهندس !
سخن از هر دری اومد مهندس !
يكي شيرموز ميخواد با كيك تازه
برو که مشتریت اومد مهندس !
sina
کاش می شد هیچ کس تنها نبود
کاش می شد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مونم
ولی.....
رفتی و گفتی آنجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای ما نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود
نیوشا
طعم بسياري از شكست هاي زندگي را كساني چشيده اند كه در دو قدمي كاميابي از تلاش خود دست كشيده اند.
من نمي گويم هزار بار شكست خوردم، بلكه مي گويم من كشف كردم كه هزار راه براي شكست خوردن وجود دارد.
من در زندگيم حتي يك روز هم كار نكرده ام. آنچه انجام داده ام، تفريح بوده است.
بزرگترين ناتواني ما، كوتاه آمدن است. امن ترين راه براي كاميابي، تلاش براي يك بار ديگر است.
((توماس اديسون))
mohamad
یاد دارم در غروبی سـرد سـرد
میگذشـت از کوچه ما دوره گـرد
داد مـیزد :کهنه قالی میخـرم
دسته دوم جنس عالی میخـرم
کاسه و ظرف سفـالی میخـرم
... گر نداری،کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید
بغضش شکـست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکـرت ولی این زندگیست ؟!
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید .....؟!؟!
خیلی معرکه است این دریاچه...بهشت روی زمینه...چون رفتن به گهر کمی مشکله تقریبا بکر مونده
1391/01/1 - 22:10 ( لايک توسط 3 کاربر )خدایا شکرت که به ما میچشانی طعم زیبایی را
ممنون علیرضا از این پست زیبا و مفید موفق باشی
آقا اینجا محله پدری ماست!!
1391/01/2 - 20:44 ( لايک توسط 1 کاربر )نرفتم ولی خیلی دوست دارم برم!!
اگه بشه امسال عید میریم!!