benyamin
با دوستم تو صف عابر بانک وایستادیم یارو با موتور اومده بقلمون میگه اقا عابر بانک سالمه گفتم.پ نه پ خرابه ما اینجا وایستادیم نوبتمون بشه با دکمه هاش اتل متل توتوله بازی کنیم
شاهین
برق رفته بود و بهیاری که برای کمک به زائو آمده بود ناچار شد از دختر سه ساله زائو کمک بگیره.
دخترک سه ساله چراغ قوه را نگه داشت و با چشم های گردشده شاهد تولد برادرش بود.
بهیار بچه را از دوپا گرفت و زد توی پشتش و بچه گریه کرد.
بهیار از دخترک پرسید: راجع به چیزی که دیدی چی فکر می کنی؟
بچه گفت: اون از اول هم نباید می رفت اونجا. دوباره بزن در کونش.
Mitra Mohebbi
دندانپزشک آخرین دندانِ گرگ را کشید ! نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد ... ! گرگ زیر لب گفت : بخند ... اینست عاقبتِ گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد ... !
benyamin
دو كس رنج بسيار بردند و درد فراوان كشيدند: يكي آنكه مي دانست و هرگز نگفت ، يكي آنكه مي گفت و هرگز ندانست
Mitra Mohebbi
مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد !
ســــر و تـــه ....!
شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد ..........!
☺SAEED☻
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار
چه بسیارند مردمی که زشت کردار و نیکو گفتارند . . .
payam65
دوستان یکی میتونه بگه هدف از ساخت این سایت چی هست؟