ronak
قول داده امــــ
هنگامــــ شنیدن نامتـــ بی خیال باشمــــ !
از اینــــ قول در گذر !
چرا که با شنیدن نامتــــ
صبر ایوبـــــ را کمــــ دارمــــ
برای فریاد نزدنــــــ !
ronak
بیزارم از این خوابــها
که هر شب مرا به آغوش " تـــو" می آورند
و صبح ...
با اشک
از " تـــو" جدایم می کنند ...
sasan pool
چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تن هایی و بیکس و محتاج....!!!
sasan pool
چه بی تابانه می خواهمت ...
دست در کوچه و بستر
حضور مانوس دست تو را می جوید.
احمد شاملو
sasan pool
و من هنوز عاشقم
آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و در آخر همه را فراموش کنم !!!
sasan pool
من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم
کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی ... !
غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد
با تـــکـــــه هـــایـــــش
شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــم زد
mitra
غریبه ها که هـیچ !
دوستان هم گـاهی
به اندازه ی دو سه خط ،
بیشتر حوصـله ات را ندارند . . . !