ronak
عشق تــــــــــو
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
زیبا بـــــود ...امّا...شوخی بــــود !
... حالا . . .
تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی..............تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است
sasan pool
چشیدن مرگ
گواراست
آنگاه که زندگی
تلخ است
این واقعا دیدگاه من نسبت به مرگه.خدا بخواد مثل اینکه کم کم وقت مردن من رسیده به امید مرگ که شیرین ترین لحظه تاریخ من خواهد بود.
sasan pool
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگار سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان
حالا به من رسیده و در من نشسته اند
من باز گیج می شوم از موج واژه ها
این بغضهای تازه که در من شکسته اند
من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم
اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند ...
sasan pool
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده ی لرزان حریر
رنگ چشمان تو را میدیدم
sasan pool
به تمنای وجود تو شبی
غرق درخاطره ها خواهم شد
غرق درخاطره ای بی پایان
که در این ره، ره پایانی نیست
به کجا می نگری حال که من
خیره بر راه دل خویشتنم
لحظه ای ایی و درنگی بنمای
که در اندیشه چشمان تو من
هم چو یک مهره مبهوت شدم
ولی اخر به کجا می نگری
نکند باز به اندیشه خود
غرق در خاطره خویشتنی
ronak
" سیـگار بهـانه است "...
برای به آتش کشیدن ذره ذره ی التهـــــاب فرو خفتــه ی درونـــم ..........
نیوشا
زندگی از مرگ پرسید، چرا همه عاشق منن و تو متنفرن؟؟
مرگ پاسخ داد، چون تو یک دروغ شیریـــــنی و من یک حقیقت تـــــــلخ !!!!
sasan pool
آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن
بر دل سنگ زمین جای من است؟!!
ronak
کــــ ـاش خیلی ساده میشد گفت :
تو ابتدای خوش ماجــــرای من بودی ...
ای انتهای بـــــد ماجــــرا " خداحــافظـــ ".........