یافتن پست: #را

امید
امید
قصه اصحاب کهف یک معجزه بود،اینجا اگریک روز بخوابی تو را ازیاد میبرند...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:06 توسط Mobile
+2
ronak
ronak
نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
با هم قدم میزنیم
با هم میخوابیـم
دلم که میگیرد، آغوشش را بـــاز می کنـــــد
و بر گونه هایم بوسه میزند
اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
" تنهاییـــــم را " . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:05
+3
رضا
رضا
غم تنها ترین تنهای دنیا

تویی زیباترین زیبای دنیا

تو مثل امید یک قناری

قراری بر دل هر بی قراری

منم یلدای بی پایان عاشق

تو بودی مرحم زخم شقایق

تویی لالایی خواب خوش آواز

بالم را مشکن در اوج پرواز

نگاهت را می پرستم ای نگارم

فدای تار مویت هر چه دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:05
+1
ronak
ronak
زیـــــن پس تنها ادامه میدهم...
در زیر بـاران حتی
به درخواست چتر هــم جواب رد میدهم
می خواهم تنهاییــــ ـم را به رخـــــ این هوای دو نفره بکشـم...!
...باران نبــــــــــار من نه چتر دارم نه یار...
نبار لعنتـــــــــی "من" دیگــر "مــــــــــا" نیستم........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:04
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
آنقدر آرزوهایم را به گور بردم


که دیگر جایی برای جسدم نیست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:03
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
اعتراف می کنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام، تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه! تازه هی چند بار پشت سر هم این کار رو کردم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:57
+4
رضا
رضا
خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار

با تار و پود این شب باید غزل ببافم

وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست

بار ترانه ها را از دوش عشق بردار

بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم

دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد

پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار

شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود

کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار

از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس

از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:56
+1
amirreza
amirreza
بهترین فرشته ها همین شیطان بود.

مرد و مردانه ایستاد و گفت:

نه, سجده نمی کنم, تو را سجده میکنم, اما این آدمک های کثیفی را که از "گل متعفن"...............
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:55
+1
-1
رضا
رضا
بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست



دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:54
+1
sasan pool
sasan pool
مترسک گفت : گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند ، وگرنه من تشنه عشق پرنده ای بودم که سهمش از من گرسنگی بود ......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:54
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ