یافتن پست: #را

نیوشا
نیوشا
یه نکته جدی : ترجیح می دم روی موتورسیكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اینكه تو كلیسا باشم و به موتورسیكلتم فكر كنم - مارلون براندو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:26
+7
ebrahim
ebrahim
فقط يک ايرانی ميتونه با بوق ماشين هم سلام کنه،هم خداحافظی،هم فحش بده و هم تشکر کنه :))‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:15
+5
parnian
parnian
خبرنگارميپرسه : گوسفندات چي ميخورن؟
چوپان ميگه سفيدا يا سياها؟
خ ميگه: سياها ...
چ ميگه: علف
خ ميگه:و سفيدا ؟
چ ميگه: اونا هم علف
خ ميپرسه : شب اونا رو كجا نگه ميداري؟
چ ميگه:سفيدا يا سياها ؟
خ ميگه:سفيدا ...
چ ميگه: تو يه خونه ي بزرگ
خ ميگه: و سياها ؟
چ ميگه : اونا رو هم توهمون خونه ي بزرگ
خ ميپرسه:وقتي بخواي تميزشون كني چطوري اينكاروميكني؟
چ ميگه: سفيدا يا سياها ؟
خ ميگه: سياها ...
چ ميگه : باآب اونا رو ميشورم
خ ميگه:و سفيدا؟
چ ميگه: اونارو هم با آب ميشورم
خبرنگاره عصبانی ميشه به چوپانه ميگه :توچرا اينقد نژادپرستي ميكني هي ميگي سفيد ياسياه ؟؟؟
چوپانه ميگه:آخه سفيدا مال منن
خبرنگارميگه :و سياها ؟
چوپانه ميگه :اوناهم مال منن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:09
+4
نیوشا
نیوشا
هزینه مکالمات بین شهری تو همه جای کشور 499 ریال شده !! از کی تا حالا؟؟
الف)از وقتی ایران سل اومده.
ب)از وقتی ایران وبا اومده .
ج)از وقتی ایران طاعون اومده.
د) اصلا به تو چه تو شمارتو بگیر
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 13:53
+8
نیوشا
نیوشا
رکه تو کلیسا
نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه
مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من
همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز
دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! [!] از
پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 13:40
+8
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در MEETING S
سلام به همه: برای جمعه12/12/90قرار شده برنامه درکه بزاریم؟؟؟کیا پایه ان؟تو دیدگاه اعلام کنن
13 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 13:24
+8
parnian
parnian
لطفا دقت کنین بچه ها
چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!
چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!
چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!
چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!
چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!
چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!
چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند ” دیوانه ” و نمی گویند ” غول آنه ” !؟
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 12:16
+6
سحر
سحر
زن و مرد جواني به محله جديدي اسبا‌ب‌ کشي کردند.
روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايه‌اش در حال آويزان کردن
رخت‌هاي شسته است و گفت: «لباسها چندان تميز نيست. انگار نمي داند چه طور
لباس بشويد. احتمالا بايد پودر لباس‌ شويي بهتري بخرد.»
همسرش نگاهي کرد اما چيزي نگفت.
هربار که زن همسايه لباس‌هاي شسته‌اش را براي خشک شدن آويزان مي‌کرد زن
جوان همان حرف را تکرار مي‌کرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزي از ديدن
لباس‌هاي تميز روي بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «ياد گرفته چطور لباس
بشويد. مانده‌ام که چه کسي درست لباس شستن را يادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجره‌هايمان را تميز کردم!»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 02:25
+4
سحر
سحر
سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتاب اند؛

گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم، تا آفتابی بمانیم ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 02:23
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ