یافتن پست: #را

hadith
hadith
آنقدر برای تو بوده ام....كه دیگر "من" برایم غریبه است... اینگونه است كه وقتی می روی.. می میرم... چون نه تو را دارم و نه خودم را....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:49
+7
نیوشا
نیوشا
منم اعتراف میکنم یه سری استدم با من لج کرده بود نمیدونم چرا- باهاش خوب شدم تا آبها از آسیاب بیوفته بعد یه روز از اتاق اساتید براش چایی اوردم و توش توف کردم دستمو توش کردم و....{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:47
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خواص ازدواج برای دختر خانم ها...
1) قبل از ازدواج وزن ایده*آل با چهره*ای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی.
نتیجه گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت!


2)قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت.
نتیجه گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی!


3)قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسكی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس.
نتیجه گیری اخلاقی: پر شدن اوقات*فراغت!


4) قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس.
نتیجه گیری اخلاقی: شهرت بادآورده!


5) قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی**محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه.
نتیجه گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت!


6)قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارك سر كوچه.*
نتیجه گیری اخلاقی: در امنیت كامل به سر بردن!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:46
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
اعتراف ميکنم پسر داييم که کوچيک بود رو ميبردم تو اتاق بعد ميشتم جلوش دعواش ميکردم تا ميومد گريه کنه ميخنديدم اونم ميخنديد حالا هي اينکارو تکرار ميکردم
آخرش خنده جواب نميداد و ميزد زير گريه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:43
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
اعتراف مي کنم چندروز پيش ميدان قدس (تجريش ) بودم ،يک خانمي ايستاده بود هي ماشين مي آمد مي گفت سر يخچال من هم هي مي خنديدم ،شاکي شد گفت به چي مي خندي گفتم هيچي شما مي خواهيد بريد سر يخچال خوراکي هم برداريد با ماشين مي ريد خودش هم خندش گرفت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:42
+4
حمید
حمید
در SMS
معلمی سر کلاس جمجمه ای را به شاگردان نشان داد و گفت:کدام یک از شما می تواند بگوید این جمجمه مال کیست؟ یکی از شاگردان گفت:این جمجمه مال یک زن است. معلم گفت:افرین از کجا فهمیدی؟ گفت:ازفک ساییده شده اش بر اثر پر حرفی!!! {-26-}{-26-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:40
+3
حمید
حمید
در SMS
امروز رفتم دکتر گفت رگهای قلبت بسته شده...شرمنده دیگه راهی واسه بیرون اومدنت نیست {-23-}{-28-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:35
+3
حمید
حمید
در SMS
کوچه های قدیمی را باریک می ساختند تا آدم ها به هم نزدیک شوند حتی در یک گذر.... اکنون چقدر آواره ایم در این اتوبان سرد. {-6-}{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:33
+3
حمید
حمید
در SMS
كاش ميشدبوسه هاراقاب كرد /مثل نامه سوي هم پرتاب كرد/كاش ميشدعشق راتقسيم كرد/مثل تك شاخه گلي تقديم كرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:29
+2
حمید
حمید
اگه فروختمت ناراحت نشی، چون هرکسی ازیه راهی پول درمیاره؛ منم ازگل فروشی {-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:28
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ