حمید
زن به شـوهر : مــن احمــق بودم کــه باهات ازدواج کــردم !
مــرد : عزیزم چرا عصبانی مــی شـی ! خب مــن هم عاشـقت بودم اینو نفهمــیدم !!!
hadith
سالیانی دور
فالگیرانی تو را از انحنای خط های دست هایم
بشارت دادند
آمدی
دست هایم صاف صاف شد...
hadith
اگر درخت نبود
پاییز را چگونه می دیدی؟
بهار اگر می رفت سیب همسایه چگونه می آمد؟
اگر من نبودم
چه می کردی؟
می داننم آنکه می گوید دوستت دارم
تمام سیب ها را کش رفته است
وگرنه اینهمه سنگ تنها بهانه ی خنده ی پنجره هاست.
hadith
نه آدمم نه گنجشک
اتفاقی کوچکم
هربار می افتم
دو تکه می شوم
نیمی را باد می برد
نیمی را مردی که نمی شناسم...
حمید
زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم
mitra
نــــــــــه !!! بابا ایـــول
من رو پاهام نمیتونم راه برم حتــــی |:
M 0 R i c A R L0
روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا.