M 0 R i c A R L0
به تركه ميكن ارزوت جيه ميكه كاشكي تبريز بايتخت بود ميكن جرا ميكه ديكه به ما ميكفتن بجه تهروني
M 0 R i c A R L0
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود!!!... اين يعني ایمان.
امید
کوک میکنم چشمانم را روی امدنت
نمی آیی ومن برای همیشه خواب میمانم
M 0 R i c A R L0
تو برای رفتن بهانه میخواستی
و من برای ماندن....
تو رفتی و این بهانه شد برای ماندنم
اما همیشه به این می اندیشم.......
که بهانه ی تو برای رفتن چه بود.......
امید
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی
صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی
تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند
به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی
دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل
درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی
همواره قلب بیمارم به یاد توشود روشن
چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی
امید
کسی پرسید اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایش صادقانه مینویسم ،
برای آنکه باید باشد و نیست