یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاغا شما هم وقتی میخواید برید دستشویی مثل گروه ضربت که دنبال مجرم باشن

میرین داخل و در و دیوار رو نگاه میکنید که سوسک نباشه یا فقط من سادیسمی ام ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:26
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست
که پرنده پرنده
اوج می‌گیرد؛
و عشق
با رنگ آسمان
جاری می‌شود در چشم‌هایم
از تو...
دست‌هایت را دور من حلقه کن!
جایی پشت همین خیال‌های سبز
نفس‌هایت را
می‌شنوم،
خیره در عسلی چشمانت
"دوستت دارم" را
زمزمه می‌کنم
و در هرم آغوش امن تو آرام می‌گیرم
با بوسه‌هایت
دوباره و دوباره و دوباره
آرام

و این‌چنین لبریزم از تو...
کنارم بنشین
دست‌های سردم را بگیر
و خورشیدی‌ات را بتابان بر من!
گرم
مهربان
همیشگی
.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:25
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

سیب سرخی را به من بخشید و رفت ، عاقبت بر عشق من خندید و رفت ، اشک در چشمان سردم حلقه زد ، بی مروت گریه ام را دید و رفت .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:23
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست
که پرنده پرنده
اوج می‌گیرد؛
و عشق
با رنگ آسمان
جاری می‌شود در چشم‌هایم
از تو...
دست‌هایت را دور من حلقه کن!
جایی پشت همین خیال‌های سبز
نفس‌هایت را
می‌شنوم،
خیره در عسلی چشمانت
"دوستت دارم" را
زمزمه می‌کنم
و در هرم آغوش امن تو آرام می‌گیرم
با بوسه‌هایت
دوباره و دوباره و دوباره
آرام

و این‌چنین لبریزم از تو...
کنارم بنشین
دست‌های سردم را بگیر
و خورشیدی‌ات را بتابان بر من!
گرم
مهربان
همیشگی
.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:21
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من به خدا که ازخداغیرخدانمی خواهم

درددلم دوا بودازتودوا نمی خواهم

ساکن خلوت دلم بردرگل چرا روم

شاه جهان جان منم نان چوگدا نمی خواهم

برسردارعشق اوتا که قدم نهاده ام

دیرفنا گذاشتم داربقا نمی خواهم

روضه تراوحورهم نارتراونورهم

من به خداکه راضیم جزکه رضا نمی خواهم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﺮﻡ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻭﻧﯿﺰ ﻭ ﺑﺮﺝ ﭘﯿﺰﺍ، ﻓﻘﻂ ﻭ
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺩﯾﺪﻥ ﺭﻭﯼ ﮔﻞ" ﺣﻤﯿﺪ
ﻣﻌﺼﻮﻣﯽ ﻧﮋﺍﺩ " ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭ ﺍﻋﺰﺍﻣﯽ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ
ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺭﺭﺭﺭﺭﺭﻣﻤﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:14
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از کودک فال فروش پرسیدم:

چه میکنی؟

گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم

اینها از منی که در امروز خودم مانده ام

فردایشان را می خواهند .......!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:13
+4
behzadsadeghi
behzadsadeghi
دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم! بیرونش مازاراتی بود توش اما مثل 206 بود! ناخوداگاهم از داخل مازاراتی تصویر نداشت تصویر 206 پخش کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:11
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینقدر که دختر پسرا همدیگه رو امتحان میکنن خدا بنده هاشو امتحان نمیکنه!والا..
1 دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رنگ بخشیدم به حروفِ صدادار:

آ: سیاه ، اُِ: سفید، ای: قرمز، اُ: آبی، او: سبز

به حروف بیصدا، شکل و حرکت دادم

و بر خود بالیدم از این که، یک روز یا شاید روزی دیگر،

با ضرباهنگ‌های غریزی، فعلی شاعرانه‌ ابداع کنم

که همه‌ی معانی را بدهد،

ترجمه‌اش را برای خویش نگاه داشته‌ام

در ابتدا این یک تمرین بود.

تمامِ سکوت‌ها را می نوشتم، تمامی شب‌ها را،

از غیرقابلِ توصیف، یادداشت برمی داشتم.

و سرگیجه‌ها را ثابت نگاه می داشتم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:07
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ