یافتن پست: #رو

reza
reza
عارفي را پرسيدند روي نگين انگشترم چه حك كنم كه وقتي شادم به آن بنگرم و هر وقت غمگين هستم به آن نظر كنم،گفت:حك كن"اين نيز بگذرد"
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:39
+4
ramin
ramin
خوابِ اصحـاب کهـف ،
یک شوخی ست !
در سرزمینِ من،
...
یک روز هم که بخوابی
از یــــاد می روی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:37
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خدایـــا!

من اینجا، دلم سخت معجزه می خواهد و تـــو انگار

معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا!
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:33
+9
-1
مهسا
مهسا
شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی که بفهمونی دوستش داری … دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت ! خاک تو سر من...{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:33
+6
milad
milad
قدش به عشق نمیرسید غرورم را زیر پا گذاشت تا برسد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:31
+4
مهسا
مهسا
یه وقتایی یه غریبه میتونه بهترین دوستت بشه همونطوری که بهترین دوستت هم میتونه یه روزی برات یه غریبه بشه...!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:28
+7
sepideh
sepideh
ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم ! (یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ! )
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:28
+4
amirreza
amirreza
- آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد : استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد- پروفسور محمود حسابي
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:27
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ماه محرم مداح اومده بود تو محله داشت سوسن خانم رو اجرا مي كرد :

حرم طلا ! امام حسين ! ميميرم برات ! مي خوام بيام دم حرمتون ! دست بزنم به ضريحتون !

شدم عاشق شمشيرتون ! مي خوام بيام در رکابتون !

حالا مي خوام بيام جنگ بکنم نگو نه نگو نميشه !

اين قلب من عاشقته عاشق ترم ميشه !

حالا جنگ ! خون ! کو اعظم ؟ بابا اسمش يزيده نه اعظم !

حالا يزيده ، وزيده ، خزيده ، پزيده !

هر چي باشه يزيد باشه !

يزيد خره يه دونه باشه !

کفشاي سياه پاشه !

ملت نمي دونستن بايد سينه بزنن يا قر بدن ؟!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:27
+5
-1
امید
امید
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:26
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ