یافتن پست: #رو

مهسا
مهسا
مـــآ آبستــن اُمیدِ فَرآوآن بودهـ ایمــ ، دَریغـــآ کِــ دَر روزگـــآرِ مــــــآ ... کوُدَکــآن مُرده بِــ دُنیـــآ می آیند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 02:07
+2
نیوشا
نیوشا
هروقت مامانم با سوال "این چیه؟؟؟" بهم نزدیك میشه،تا بِهم برسه ٢-٣ بار سكته میزنم !{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:48
+4
مهسا
مهسا
خدایا! گفتی: اگر کسی دو روزش مثل هم باشد، باخته است... "من،" خیلی وقت است که زندگی را باختم... حال، با این روزهای تکراری و پر از درد چه کنم...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:32
+3
parnian
parnian
یارو میره عیادت مادر زنش.میگه بهتری؟ میگه تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد میکنه.میگه انشاالله اونم قطع ميشه :-){-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:17
+4
مهسا
مهسا
به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگریه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است، بـخـنــــد…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:10
+3
مهسا
مهسا
میتوان تنها شد میتوان زار گریست میتوان دوست نداشت و دل عاشق آدمها را زیر پاها له کرد میتوان چشمی را به هیاهوی جهان خیره گذاشت میتوان صدها بار علت غصه دل را فهمید میتوان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود! آخرش هم تنها میتوان تنها رفت... با جهانی همه اندوه و غم و بدبختی... یادگاری؟ همه جا تلخی و سردی و غرور فاتحه؟ خوب شد که رفت! عجب آدم بد خلقی بود! ولی ای کودک زیبای دلم، آن ور سکه تماشا دارد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:08
+4
مهسا
مهسا
سادگی را دوست دارم چون با صداقت است, هیچ دروغی درآن راه ندارد مانند کودکی است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه میکند و با معصومیتش هزاران حرف به دنیا میزند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:05
+3
مهسا
مهسا
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن. ..{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:04
+2
مهسا
مهسا
حیف نون زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه: براي چي؟ حیف نون ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه..{-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 01:03
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ