صبح رفتم بانک میگم آقا این 50 هزار تومنی رو واسم خورد میکنین میگه یعنی جاش پول هزاری و دوهزاری اینا بدم گفتم پـَـــ نــه پـَـــ 50 هزاری رو پاره پاره کن قشنگ که خورد شد بعد تحویلم بده
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ ! ..برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ ! ..تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر … برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !
امروز هم گذشت... با مرور خاطرات دیروز.... با غم نبودنت....و سکوتی سنگین ... و من شتابان ... در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم تا صبحی دیگر... طلوعی دیگر …