یافتن پست: #رو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بچه ها حرکت زدم در حد لالیگا. چند روز پیش به اد لیستم گفتم برن برام گزارش تخلف رد کنن که وبمو ببندن حالا فکر کنم بسته شده. لطف کنید با مرورگرهای مختلف وب رو باز کنید ببینید باز میشه یا نه. بعد بهم خبر بدین توی همین پست پـَـــ نــه پـَـــ هم ندارد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:29
+1
مهسا
مهسا
امشب آسمون هم مثل من دلش گرفته دوست داره خالی شه از این همه غصه غصه هایی که دلش رو کرده عغده عغده هایی که توانشو بریده...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:24
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
· صدای خرپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:22
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد از دو ساعت خدافظی با بچه های چت روم ...آخرش یکی از دوستام میگه مهسان داری میری؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ طرح گیر آوردن بچه های چت رومه..شما جدی نگیر
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:19
مهسا
مهسا
یک دنیا دوستی ,یک بغل عشق.ویک کلام محبت رو میان این آسمون کبود و ساختمان های سر به فلک کشیده گم کرده ام! چشم ها دیگر نمی خندند...!!! و انگشتها در پی شمارش اسکناس غافل از شبنم و بارانند. بعضی دلها پوسیده اند...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:18
+2
رضا
رضا
با ياد چشم هاي تو خوب است خواب من از ابـرهـا كنــــــاره بگــــير آفتـــــــاب من رو بر كدام قبله به چشم تو مي رســـم؟ چيــزي بگـو پيــــــــامـبـر بـــي كتاب من چشم تو را كجاي جهان جستجو كنــــم؟ پايان بده به تاب و تب بي حســـــاب من دور از شمايل تو چنـــــانم كه روز و شب خنـــديده اند خلــق به حال خــــراب من از تشنگـي هــــــلاك شـدم، ساقيـا بيا چيزي نمــــــانده از قدح پر شــــراب من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:11
+1
مهسا
مهسا
فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:08
+3
elahe
elahe
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت: او یقینا پی معشوق خودش می آید! ؛ پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: مطمئنا که پیشمان شده بر میگردد!،….. عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:02
+3
مهسا
مهسا
حــــــــق داری دلــــــــم که هــــــــی تنگــــــــ می شــــود تنگــــــــ می شــــــــود... گمــــــــش کنــــی!!! بـــــروی ســــراغ دلـــ های بزرگتــــــــر، جادارتـــــــر...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:51
+2
مهسا
مهسا
خزان شد دلم را می گویم .. پر از برگهایی زرد می دانم راه رفتن روی برگ چه لذتی دارد چه صدایی برو .. باز هم راه برو می خواهم بشنوم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:48
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ