یافتن پست: #رو

ronak
ronak
عنوانشو نمینویسم رو عکس نوشته !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 00:52
+3
ronak
ronak
برو تا بابام نیومده...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 00:33
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یادش بخیر یه زمانی وقتی کارنامه رو میگرفتیم از خوشحالی بال در می اوردیم تا میرسیدیم خونه میگفتم معدلم 20 شد معدلم 20 شد اما حالا تا ترم تموم میشه با اشکهای روی گونه که نشات گرفته از خوشحالیه باید بیاییم خونه داد بزنیم مشروط نشـــــــــــــــــدم هوراااا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 23:22
+2
gamer
gamer
اگر زندگی مرگ است و مرگ زندگی ، پس درود بر مرگ و [!] زندگی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 22:39
+3
gamer
gamer
هر بار که کودکانه دسته کسی رو گرفتم گم شدم ، آنقدر که در من حراسه گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 22:39
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
کی میخواد این کادو رو برای ولنتاین سفارش بده؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 22:19
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن. . . .
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 22:16
+3
sasan pool
sasan pool
همچیز در مورد کامارو.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:56
+3
gamer
gamer
دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:48
+1
mohsen
mohsen
چه بودم محله مون یه سوپری داشت به اسم فرهنگ یه روز میخواستم برم ۴ تا چیتوز طلایی بخرم بابام گفتن حالا که داری میری بپرس برنج لنجون، پنیر فله ای، روغن حیوانی و ماست گوسفندی اگه برام آورده عصر برم بگیرم. من رفتم مغازه من:سلام آقای فرهنگ ماست گوسفندی دارین؟ آقای فرهنگ: سلام آره پنیر فله ای هم دارین؟ آره روغن حیوانی هم دارین؟ آره برنج لنجون هم دارین؟ آره من: ۴ تا چیتوز طلایی بدین لطفا آقای فرهنگ: {-13-}{-13-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:24
+2
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ