یافتن پست: #رو

امیرحسین
امیرحسین
در چه ماهی هست که زنها در آن کمتر حرف میزنند !؟ . . . . . جواب: (در دیدگاه) [لینک]
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:21
+4
gamer
gamer
يه يارو ميره زير غلطك، غضنفر ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز و باريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف و پهنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:08
+5
سحر
سحر
سلام. من سحر هستم، از اعضای جدید ... :)
9 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:07
+3
gamer
gamer
عشق با لبخند شروع می شود . با بوسه شکوفا می شود . با گریه رشد میکند. وبا 110 تمام می شود !
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:06
+4
gamer
gamer
يكي ميره پيش دكتر ميگه دكترمن شب ها خواب مي بينم باخرها فوتبال بازي مي كنم.دكترمي گه اين داروهارو بخور. مرده مي گه نمي شه فردابخورم چون امشب فيناله.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:56
+4
gamer
gamer
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟ مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:54
gamer
gamer
یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:54
مهسا
مهسا
وقتی که گرمای نگاه تو نیست این می شود حال و روز من و زمستان،ـ ... سرماخوردگی های پی در پی ... تب و لرز های بی پایــــان !!!ـ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:38
+3
مهسا
مهسا
دستانمـ رآ که مے گیرے مَن دیگر از آنِ خود نیستم! حرارتمـ به اوج مےرسد! ... و نمیدانم که این از شرم است یآ تصور روزهآیے که باید نبودتـــ را لمس کنمـ!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:32
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ