محمد حسین هذبی
اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!
محمد حسین هذبی
روزی شیخ و مریدان از بیابانی می گذشتندی در راه به عربی سوار بر شتر بر خوردندی. از وی همی پرسیدند: ایا این شتر است؟؟؟ مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا در گذشت. جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی. شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ " پ نه پ" بر خود فشار اورد و هلاک شد.
محمد
مضرات امتحانات: افزایش بار علمی به طور ناخواسته! کمبود شدید خواب و کاهش لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه! رواج فرهنگ غلط پاچه خواری برای استادان! افزایش خشونت علیه حیوانات(خر زنی)! چپ و چول شدن چشم ها بر اثر روش های غلط تقلبی! سردرد حاصل از تمرکز
محمد حسین هذبی
از دخترک فال فروش پرسیدم چه میکنی؟ گفت به آنهایی که در دیروزشان مانده اند فردا را میفروشم
hamid tsh
یارو پاش درد میکرده، میره دارو خونه میگه قرص پا درد دارین؟ دکتره میگه میخوای بخوریش؟ یارو میگه پ ن پ میخوام بندازم تو جورابم!!!
محمد حسین هذبی
لذت زندگی درجنگیدن تسلیم نشدن وپیروزیست نه خودرا به طوفان حوادث سپردن.
محمد حسین هذبی
مهربانی را زمانی دیدم که کودکی می خواست آب شور دریا را با آبنبات چوبی خود شیرین کند.
محمد حسین هذبی
پسر گرسنه اش می شود شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند " چقدر تشنه بودم " پدر می سوزد از شـــرمـــنـــدگـــی اما میفهمد پسر کوچولو اش بزرگ شده است