یافتن پست: #رو

maryam
maryam
ﯾﻪ ﭘﺴـﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ (!)

ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺩﮐﻠﻨﺶ ﺗﻠﺦ ﺑﺎﺷﻪ،

ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ ﻭ

ﺑﮕﻪ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ

ﻣﺎﻝ ﺗـــــﻮﺍﻡ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ . . .
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻟﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻗﻨﺪ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ
ﺁﺏ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺑﺒﻮﺳﺘﺖ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﯾﻪ
ﺑﺎﺭ ﺩﺳﺘﺎﺗﻮ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ
ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺣﻮﺍﺳـــﺶ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ . . .
ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻤﯿﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ،
ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷــــــﻘﺘﻢ (!)
ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻐﻠﺶ ﺑﻮﯼ
ﺁﺭﺍﻣــﺶ ﺑﺪﻩ،ﻧﻪ ﻫﻮﺱ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﺘﺖ ﺍﻭﻝ ﻟﭙــــﺖُ ﻣﯿﺒﻮﺱِ ﻭ
ﺳﺮﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﺶ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ. . .
ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﻣـــ×ـــﺮﺩ ﺑﺎﺷﻪ

ﺳﻼﻣﺘﯽ ِ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴـــﺮﺍﯼ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ
دیدگاه  •   •   •  1393/03/18 - 09:18
+3
*elnaz* *
*elnaz* *

سگی پارس می کند



و ناگاه



پایم گیر می کند به فلسفه ی هگل



و تمام حرفهای عاشقانه ام



از چمدان پدری ام می ریزند بیرون



دستم را می گذارم بر اشک هایم



و دود بهمن آبی را می دهم بیرون



..



سگ پارس می کند و من می ترسم



از چشهمایش که نه !



از درد کنج چشم هایش



و تمام تنم که نه



تمام ته مانده ی تکه هایی از دلم می لرزند



..



می ایستم



پک بعدی را عمیق تر میزنم 



واژه هایم را تقسیم می کنم



و اشک هایم را پاک ..


دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:54
+5
maryam
maryam

سهــم من از دنیــــــــــــا
نداشتن استــــــــــــ ...
تنهـــــا قدم زدن در پیاده رو هــــــا
و فكـــــــر كردن به كســـــی كه
هیــــچ وقتـــ نبود...!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:47
+5
*elnaz* *
*elnaz* *

اندکی آسمان برایم باقی مانده است



امشب به دیدار مهتاب می روم ..


دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:43
+5
maryam
maryam

وقتی یه زن بهت گیر میده...
ازت جواب میخواد...
حسودیش کلافت کرده...
خوشحال باش !!
چون عاشقته...
داره واسه داشتنت می جنگه...
اما وای به حال روزی که...
ساکت شه ...
اوج گیردادنش بشه یه کلمه :
هر جور راحتی ...
یعنی دل کنده...
یعنی احساسِ خطر...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:40
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:27
+5
*elnaz* *
*elnaz* *

چه احساس غريبي ست




وقتي كه پر از گفتگويي،




پر از حرفي،




پر از شعري...




پر از فريادي...




اما ديگر هيچ حوصله اي،




حتي براي نوشتن هم نداري...



 



نه واژه اي براي بيان مي يابي...




نه محرمي براي گفتگو،




نه حنجره اي براي برآوردن ِ فريادي...



 



تنها مي ماني...!



 



مثل يك ماهي ِ تنهاي اسير در دل ِ تُنگ...




مثل يك شاپرك ِ زخمي و خسته و گنگ...



 



هوس ِ اقيانوس و هزاران گل مريم در دل داري!



 



خواب ِ درياي زلال، خواب گل هاي سپيد،




خواب ِ رهايي از بند، خواب پريدن در باد...




چه احساس هاي لطيفي، چه روياهاي قشنگي،



 



اما افسوس تمام ِ سهم تو از بيداري...




ميشود غم تنهايي و روزهاي تكراري...!



 



مات و مبهوت و غريب...




به روياهايت خيره مي ماني...




فقط نگاه ميكني...




فقط سكوت ميكني...




زل ميزني به ناكجا...




دوباره بغض ميكني...



 



دوباره سکوت


دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:25
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه تلخ است...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شکلات 96% رومیگم!!!
نکنه فکرکردی میخوام عاشقانه بگم؟؟
بروبابا حوصله داری...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:20
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ