یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:36
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من با اونایی که میان یه عکس نی نی میذارن بعد زیرش مینویسن یواش لایک کنید نی نی خوابه ، کاری ندارم ! اونارو خدا جواب کرده …
در واقع روی صحبت من با اون ۱۸۰۰نفریه که یواشکی لایک کردن و رفتن !
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:30
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یعنی فقط می خوام دستم به این دوست دختر ۲afmبرسه
.
.
.
چنان بزنمش صدای بز بده ، بدبخت۲afm چقدر ازدستت مصیبت بکشه آخه !؟
.
.
.
برو از دوست دختر حامد پهلان و امیدجهان یاد بگیر ، دارن میترکن از خوشی !

دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:24
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه مخفی کردن سیب زمینی سرخ کرده توی قسمت فر اجاق گاز رو ندید بگیریم آره میشه گفت رفیق بی کلک مادر ...
:))
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:20
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو میره نونوایی شاتر بهش میگه نون میخوایی؟
میگه پ ن پ امدم دستامو اردی کنم برم شنگول و منگول رو گول بزنم!
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز یه پیکان دیدم داغونه داغونا مال سال48بود !!!!
پشتش نوشته بود "هرچی دارم از دعای مادرمه !!! " :|
یکی نیس بهش بگه خو بدبخت تو عاق والدین شدی کدوم دعا :|
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:15
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هنوز نتونستن آبپاش ماشین رو یه جور درست کنن که پنج تا ماشین بغلی و عقبی و جلویی رو آبپاشی نکنه! شیشه پاک کن ماشین رو که می زنی باس از همه اتوبان معذرت خواهی کنی:|
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:14
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از هیجانات زاید الوصف غیرقابل توصیف عید این بود که

مثلا بچه بودیم میرفتیم جایی عید دیدنی و توی ذهنمون روی

مثلا ۱۰۰۰تومن عیدی حساب میکردیم

ولی در کمال ناباوری مثلا بهمون ۲۰۰۰تومن عیدی میدادن ،

یعنی هنوز که هنوزه دانشمندا با عمه هاشونم نتونستن،

میزان خوشحالی این صحنه رو به رشته تحریر دربیارن !

البته برعکس این قضیه رو چون در توان روح و روان من نیست دیگه نمیگم

:|
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 15:12
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش و بیجا و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جاوه امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد و میرقصد اشک
آه ؟ بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میروم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 14:54

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ