یافتن پست: #زمین

AmirAli
AmirAli
پس از مرگم
.
.
.
مزارم را با آب و صابون بشویید تا هر کس از مزارم رد شد بخوره زمین بخندم روحم شاد شه! 

دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 21:07
+5
AmirAli
AmirAli
رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند / آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند !
از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید / تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 18:55
+4
محمد
محمد
این روزها هم خوشحالم هم غمگین.....
نمیفهمم....
خودم هم حالم را نمیفهمم....
گاهی قند در دلم آب میشود و روحم به آسمان پر میکشد...
گاهی تنها دلم اتاقی میخواهد تاریک و سوت و کور...
که بنشینم گوشه کنارش و ثانیه به ثانیه ام را هم آغوش غم شوم
نمیدانم...
تنها چیزی که میدانم این است که این روزها دلم بچه میشود دمی میخندد
دمی میگرید و پا به زمین میکوبد
دمی بهانه های کودکانه میگیرد....
(دل کوچک من) آرام باش..... خودم هوایت را دارم....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:42
+2
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 13:40
+4
be to che???!!
be to che???!!


وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست



وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره



وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته



وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری



وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده



وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو



نشون
بدی



وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی



وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی



بابت صبر
و شکیبایی بهت بده



وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه



وقتی دلت تنگ می شه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 13:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 11:42
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
ای امام سجده کننده بر تربت کربلا ، عروجت بر جاده های گل آذین بسته آسمان و رها شدنت از بی مهری های اهل زمین بر قلب های ما تسلیت باد
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 01:19
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
..خدایا کفر نمی گویم پریشانم چه می خواهی تو ازجانم مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداواندا اگر روزی زعرش خود به زیر ایی لباس فقر بپوشی غرورت رابرای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته......به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گویی
خداوندا
اگر در روز گرما خبر تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت برکاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی
نمی گویی
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر کردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت ، از این بودن از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد انکس که انسان است و از احساس سرشار است...............
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 21:08
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمینت می رسد بلندم کن!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 20:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 19:18
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ