یافتن پست: #زندگی

مهسا
مهسا
گاهی وقتها، بعضی از آدما میان زندگیتو خاکستر می کنن بعدش که میای خودتو با خاک انداز جمع کنی می گن یواش خاکیمون نکنی..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:38
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چه اشتباه بـزرگیست ،
تلخ کردن زندگیمان
برای کسی
که
در دوری ما شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند …
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:15
+11
امید
امید
ما رفاقت در دانشگاهی آموختیم که
بابت شهریه اش تمام زندگیمان را دادیم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:08
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
احساسات خطرناکی روحم رو احاطه می کنن

و این به این معنیه که من تنهام

به تو نیاز دارم هرجا که باشی

الان بهت نیاز دارم تا منو با خودت به اون دور دورا ببری

میخوام بدوم، درست مثل صدا

من جایی بودم، و اطمینان دارم که تو اون دورو برا بودی

و حالا معنی زندگی رو بهم دادی
با تو احساس می کنم زنده ام
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1391/01/15 - 16:35]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:34
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
برای به دام انداختن میمون ها ،گردویی در کوزه انداخته وزمانی که میمون کوچولو دستش را در کوزه کرده تا با ولع تمام گردو را در بیاورد ،دست مشت شده اش در کوزه گیر می کند و 99 درصد اوقات او حاضر نیست گردو را رها کند تا دستش آزاد شود ...پس می نشیند تا بیایند و او را به اسارت برده یا سر ببرند .
همه آنچه می خواهم بگویم ،این است...اگر در زندگی گیر کرده ای ،رکود وجودت را به آتش کشیده و اسیر دو دو تا چهار تا شده ای ...مشتت را باز کن! گردو یی که اسیرت کرده را بیانداز!گاهی دو دو تا چهار تا جواب نمی دهد .
باور کن این تنها شرط رهایی توست .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:01
+7
سحر
سحر
عاشق اين ديالوگ و بازي مهران مديري هستم

چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟!
من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم
نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید
نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر
همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها
من ساده بودم من همه چیز رو باور می کردم
من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم
من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود.
بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران
و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم،
و من شروع کردم به بازی کردن
و من شروع کردم به سرگرم شدن
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام
و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست
" و من اشتباهی ام"
من از اولش هم اشتباهی بودم
بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام،
تقصیر من بود
تقصیر دیگران هم بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 13:11
+7
behzad
behzad
یه روز یه [!] و یه رشتیه و یه لر .....
یه روز یه [!]
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.


یه روز یه رشتیه
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه لره بود
کریم خان زند
ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.

یه روز ما همه با هم بودیم.. ،
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 11:32
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
یه معجزه ای هست به اسم موسیقی ...♫
میتونی باهاش حرفاتو بزنی، باهاش گریه کنی♪
باهاش بخندی، باهاش خاطـــــره بسازی ♫
میتونــــی با موسیــــقی زندگی کنی ...♥
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 10:00
+10
payam65
payam65
شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباری است

دلش از غصه حزین بود و غمین

حال من می گو یم

زندگی یک در و دروازه و دیوار که نیست

که نشد بال زدو پرواز کرد

زندگی اجبار نیست

زندگی بال و پری دارد و مهربان تر از مهتاب است

تو عبور خواهی کرد

از همان پنجره ها

با همان بال و پر پروانه

به همان زیبایی

به همان آسانی

زندگی صندوقچه ی اصرار پرستو ها نیست

زندگی آسان است

بی نهایت باید شد تا آن را یا فت
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 00:50
+2
payam65
payam65
وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هرچی دوست نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 23:06

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ