یافتن پست: #زندگی

mah3a
mah3a
اونیکه یک بار تنهات گذاشته بازم تنهات میذاره
اونیکه یک بار بهت خیانت کرده بازم خیانت می کنه
اونیکه یک بار رفیق نیمه راه شده بازم وسط راه رهات می کنه
اونیکه رفته دیگه رفته . درو به روش ببند و نذار با زندگیت بازی کنه
دیگه هیچ وقت بهش اعتماد نکن
هیچ وقت`
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 22:27
+7
مهسا
مهسا
وقتی به عقب بر میگردی متوجه میشی که جای بعضیا الان که تو زندگیت خالی نیست هیچ ، اون موقع هم زیادی بوده.......
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 18:22
+6
Alireza
Alireza
اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند،به سفالینه ای از خاک«سلیک»
پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها، پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
پدرم پشت زمانها مرده است
پدرم وقتی مرد،آسمان آبی بود
مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شدسهراب
پدرم وقتی مرد پاسبانها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید:چند من خربزه می خواهی؟
من از او پرسیدم:دل خوش سیری چند؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می ساخت،تار هم می زد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس وآینه بود
باغ ما شاید،قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
آب بی فلسفه می خوردم
توت بی دانش می چیدم
تا اناری ترک ی برمی داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند،سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی،صورتش را به پس پنجره می چسبانید
شوق می آمد،دست در گردن حس می انداخت
فکر،بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید،یک چنار پر سارسهراب
زندگی در آنوقت صفی از نور و عروسک بود
یک بغل آزادی بود
زندگی درآن وقت حوض موسیقی بود
<<سهراب سپهری>>
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 15:45
+5
مهراوه
مهراوه
اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس

گامی به تو نزدیک تر می شوم . این زندگی من است . . .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:52
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از سوسک می ترسیم.....از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم.
از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم.
از شکستن لیوان می ترسیم..............................از شکستن دل آدمها نمی ترسیم.
از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم...........از خیانت به دیگران نمی ترسیم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:01
+4
payam65
payam65
حالا که رفتی و بی وفا شدی با کس دیگری آشنا شدی

دیگه حرفی واسه گفتن نداری با منم مثل غریبه ها شدی

ای عشق اولینم ای عشق آخرینم

خدا حافظ خدا حافظ

تو که از درد دلم بی خبری جز غم عشق تو ندارد ثمری

خیلی وقته از محبت و وفا توی چشمات نمیبینم اثری

ای عشق اولینم ای عشق آخرینم

خدا حافظ خدا حافظ

دیگه بی توزندگی پوچه برام بی تو من مرگمو از خدا میخوام

میرم اونجایی که پیدام نکنی توی گوشت میمونه زنگ صدام

ای عشق اولینم ای عشق آخرینم

خدا حافظ خدا حافظ

خدا حافظ خدا حافظ

خدا حافظ خدا حافظ
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 00:14
+1
payam65
payam65
مدت زیادی از زمان ازدواجشان می‌گذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب‌های خاص خودش را داشت.
یک روز زن که از ساعت‌های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می‌دید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمی‌در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می‌شود را بنویسید و در مورد آن‌ها بحث و تبادل نظر کنند.

زن که گله‌های بسیاری داشت بدون اینکه سرخود را بلند کند، شروع کرد به نوشتن.
مرد پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر، نوشتن را آغاز کرد.
یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذ‌ها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند…
اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد.
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود: ”دوستت دارم عزیزم”
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:40
mina_z
mina_z
قضیه از اون جایی شروع شد که خیلی عصبانی بود! گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چجوری؟ تیغو برداشتو گفت رگتو بزن! گفتم مرگ و زندگی دست خداست گفت پس دوسم نداری تیغو برداشتمو رگمو زدم! وقتی داشتم اروم تو بغلش جون میدادام اروم زیر لب گفت اگه دوسم داشتی تنهام نمیزاشتی!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 02:11
+16
نیوشا
نیوشا
میدانم موهایت را در آسیاب سپید نكرده ای و راههای بسیاری رفته ای ، ولی بگذار به جای خودم زندگی كنم....
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 00:34
+12
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سکانس ِ آخر وجودم
بد جور بوی زندگی می دهد
.
.
.
می خواهم بخوابم
صعود نزدیک است
حصاری نیست
دیواری نیست
...
می خواهم
بخوابم
.
.
.
اگرچه
...
ماه با چراغ های خاموش کاری ندارد
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:27
+11

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ