sasan pool
اسم من گم شده است
توی دفترچه ی پر حجم زمان
دیرگاهی است
فراموش شدم
اسم من گم شده است
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها
زیر آن بند غریب
پشت انبوهی از آن شرط و شروط
لای آن تبصره ها
اسم من گم شده است
در تریبون معلق شده سخت سکوت
حق من گم شده است
زنگ انشاء
کسی انگار نمی خواست معلم بشود
شأن من گم شده است
شأن من نیست بنالم
شأن من نیست بگویم
زتهی ، ز نبود
یا از این زخم کبود
لیک
رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون
از همه رنج فزون ...
امیرحسین
روش جـــــــــدید دختر آزاری :
.
.
.
.
.
.
اگه تو خیابون یه دختر رو دیدی که با دوس پسرش وایساده، جلو پاش ترمز کن و بگو:
حالا شناختمت، دیگه بهم زنگ نزنیا.
zahra
ماهيها چقدر اشتباه ميكنند! قلاب،علامت كدامين سؤال است كه بدان پاسخ ميدهند؟؟ زندگي ما انسانها نيز پر از قلاب هاييست كه وقتي اسيرطعمه اش ميشويم تازه ميفهميم ماهيها بي تقصيرند..
sasan pool
اینجا دلم برای تو هِی شور میزند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت...
اخبار گفت شهر شما امن و ناراحت است
من باورم نمیشود ، اخبار هیچوقت...
حیفند روزهای جوانی ، نمیشوند
این روزها دو مرتبه تکرار هیچوقت
من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بودهام برات سزاوار؟ ... هیچوقت !
بگذار من شکسته شوم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچوقت...