رضا
بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند...... و گـنــجـشکـهـا جـدي جـدي مـي مــيــرنـد...... آدمــها شوخي شوخي زخم مي زنند...... و قلبها جدي جدي مي شکنند...... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني...... و من جدي جدي عاشق ميشم !!!!!
ronak
تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
ronak
رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین (کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)
ronak
به مامانم میگم پول بده!!!میگه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟؟نکنه همشو خرج کردی؟؟؟ تا اومدم بگم پـَـ ….زد تو دهنم,نذاشت حرف بزنم من فقط میخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم
ronak
میخوام مسواک بزنم مامانم می پرسه میخوای مسواک بزنی؟؟ میگم بله مامان جون.. میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟ میگم بله مامان جان.. میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون
ronak
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده …… گفت : می خوای بری جایی؟ … گفتم : بله پدر عزیزم (ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد فرزند صالح)
mahdi
موشه تو تله موش گیر کرده رفیقم میگه مرده ؟!؟ .. پـَـــ نــه پـَـــ موشه رفته زیرش داره پرس سینه میزنه
mahdi
نفس نفس زنون خودمو رسوندم به اتوبوس، راننده میگه میخوای سوار شی؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم....