♥ نگار ♥
ی بار با یه بنده خدایی دعوام شد در حد خون ریزی!!! بعد یهو دیدم وسط دعوا نشست شروع کرد خندیدن
گفتم واسه چی میخندی؟؟
گفت چرا وقتی مشت میزنی مثل این فیلم هندیا صداشم در میاری؟؟؟
منومیگی یکی خوابوندم توگوششو گفتم:تا تو باشی دیگه ب روم نیاری!
♥ نگار ♥
در زندگی، سخت ترین چیز، انداختن گذشته است. زیرا انداختن گذشته
یعنی انداختن تمام هویت، انداختن تمام شخصیت. یعنی انداختن
خودت....،تو چیزی جز گذشته ات نیستی،
تو چیزی جز شرطی شدگی هایت نیستی.گذشته تنها چیزی است كه
در مورد خودت می دانی. انداختن آن دشوار است ،سخت ترین چیز در
زندگی است. ولی كسانی كه جرات انداختنش را داشته باشند، فقط
آنان زندگی می كنند. دیگران فقط تظاهر به زندگی كردن می كنند.
اُشو
♥ نگار ♥
ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﯼ ﺩﻭ ﺟﻦ ﺩﺭ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ
ﻓﯿﻠﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﮕﯿﺮ 2 ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﺪﻡ ... ﺗﻮ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ... ﺧﯿﻠﯽ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﻪ
_ ﺁﺭﻩ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺸﺖ
ﺳﺮﻣﻪ !
_ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻣﻮﻥ
ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻦ ﻧﮕﺎﻣﻮﻧﻦ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ؟
_ ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻮ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ !
_حتی شنیدم میشه انسان و ظاهر کرد و دید !
_ یا حضرت جناعیل !!
_ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻥ ... ﺧﺮﺍﻓﺎﺗﻪ
_ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎﺷﻪ
بگیریم بخوابیم بابا از این حرفای ترسناک نزن من از انسان میترسم !!!
♥ نگار ♥
ای زندگی .. ای زندگی .. ای زندگی ... تنها شدم بی کس شدم به سادگی
♥ نگار ♥
تا شش سالگی فکر می کردم اسمم دست نزنه!
تازه یه داداش کوچکتر داشتم اسمش بتمرگ بود....!!!!