یافتن پست: #زن

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر حرف وزن نداره ؛
پس چه جوری کمر آدم رو میشکنه ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:33
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺰﻧﯽ ...
.
.
.
.
.
.
ﻧﻪ ﺣﺮﺹ ﺑﺨﻮﺭ ...
ﻧﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﻮ ...
ﻧﻪ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﮐﻦ ...
ﺑﺰﺍﺭ ﺑﺮﻩ ...
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺑﻬﺶ sms ﺑﺰﻥ ﺑﮕﻮ :
ﺩﺍﺭﯼ ﯾﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ sms ﻋﺎﺷﻘﻮﻧﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯽ ؟ ﻻﺯﻡ
ﺩﺍﺭﻡ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها همه آدمها درد دارند …
درد پول
درد عشق
درد تنهایی
این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:11
+7
be to che???!!
be to che???!!

اي كساني كه مامور دفن من هستيد ومرا به گورستان ميبريد..


اي كاش ميدانستم اولين كسي كه برسر قبر من مي آيد وآخرين كسي كه مرافراموش ميكند كيست..


پارچه سياهب روي تابوتم بگذاريد تاهمه بدانند كه من بخت سياه بوده ام..


چشم هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانند چشم انتظار بوده ام..


دست هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانن دست ازنياز رفته ام..


وقطره اي اشك ازگونه هايم بريزيد تاهمه بدانند اشك حسرت ريخته ام..


برگي از دفترخاطراتم را به همه نشان دهيد تاهمه بدانن ناكام مرده ام..


برروي قبرم غالب يخي بگذاريد تابا اولين طلوع نورخورشيد اول به جاي پدرم و دوم به جاي معشوقم اشك بريزد و برسر قبرم بنويسيد:


آرزو به دل گشته دراين كلبه خاموش..


او زاده غم بود زغمهاي جهان گشته فراموش..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز تو تاکسی بودم ، داشتم عکسای گوشیمو میدیدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
رفتــــم رو عکس بعدی ...
یارو میگه بزن عکس قبلیو من کامل ندیدم !
یعنی حریم خصوصی در حد ِ پشم ِ گوسفندهای جابر رجبی . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی برای کشتن کسی که توی دلت زنده س باید هزار بار بمیری ........
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:48
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم شور میزند نكند این شبها كسی تورا...ارزو كند"نكند دعایش مستجاب شود...بی تو میمیرم:-*
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داستان واقعی:

زن و شوهره با هم قهرند و با کنایه با هم حرف میزنند ...

زنه ناهار نمیپزه، مرده میاد خونه میگه ناهار نپختی؟؟؟
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

یه ساعت بعد:

زنه به مرده میگه: چرا قبض تلفن رو ندادی تلفن قطع شده؟
مرده: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

عصر:

مرده: چرا شلوارمو نشستی؟ با دوستام قرار دارم
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

شب زنه و مرده داشتند سریال میدیدند بچه 9 سالشون میاد سیم انتن تلوزیون رو قطع میکنه، هر دوشون سر بچه داد میزنند دیوونه شدی؟

بچهه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
【وقتی وجــــ ـود آبــــ ـی تو را میبینم...
پر از حس تـــــ ـو می شوم...
در همهمه ی خاموشــــ ـی...
در برگ ریـــ ـز خاطـــ ـره ام...
می ریزد تمــــ ـام عاطفه ات ...
تا لب فریاد می کشانــــ ـم چشمانت را...
تا صــــ ـدای خشک آرامش من...
پر می زند قـــ ـدر تنهایی تـــــــ ـو...】
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
طریقه خرید هندونه توسط بابام :
بو کردن هندونه
پرت کردن و گرفتنش از رو هوا
وزن کردن با دست
شمردن خطهای هندونه
زدن روی هندونه و شنیدن صدای مورد نظر
نگاهِ عالمانه به اطرافیان در میوه فروشی ( که آره آقا من این کارم)
خریدن هندونه
آوردن به منزل
همه رو چنگال به دست جمع کردن
دست و سوت و جیغ و هورای حضار
پاره کردن هندونه
پذیرایی از اهل منزل با هندونه سفید و با طعم خـــــیار :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:00
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ