یافتن پست: #زن

saman
saman
هی رفیقــ.. !

زیاבیــ خـوبیــ نکنــ...

انساלּ استــ .... {فراموشکــار} استــ =(

ازتنهاییش کـهــ בربیایـב...تنهاییتــــ را בور میــ زنـב...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 09:27
saman
saman
 همه ی زندگیمون درد

همه ی زندگیمون غم



جلوی آینه نشستم



وسط فکرای درهم



واسه چی ادامه میدم ؟



نمی دونم یا نمی گم



دیگه هیچ فرقی نداره



بغل ِ تو با جهنم



جلوی آینه نشستم



خوابم و بیدارم انگار



پشت سر کابوس رفتن



روبروم دیواره دیوار



پشت سر حلقه ی آتیش



روبروم یه حلقه ی دار



غم ِ اولین سلام و آخرین خدانگهدار



خسته ام ، یه تیکه سنگم



خالی ام ، یه تیکه چوبم



مثه یه قایق ِ متروک



توی دریای جنوبم



جلوی آینه نشستم



به نبودن مشت می کوبم



دارم از توو پاره می شم



به همه می گم که خوبم!



با تو سرتا پا گناهم



همه چی گندم و سیبه



هوا بدجور سرده انگار



دستای همه توو جیبه



باغمون گل داده اما



هر درختش یه صلیبه



ماهیه بیرون از آبم



حالم این روزا عجیبه



جلوی آینه نشستم



بی سوالم ، بی جوابم



نه چشام وا میشه از اشک



نه می تونم که بخوابم



مثه گنجشک توی طوفان



مثه فریاد زیر آبم



مثه آشفته ی موهات



مثه چشم تو خرابم



داشتی انگاری می ترکید



درد دنیا توو سرم بود



منو توو هوا رها کرد



هر کسی بال و پرم بود



روزای بدم که رفتن



وقت روز بدترم بود



این شبانه ، این ترانه



گریه های آخرم بود


دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 09:00
*elnaz* *
*elnaz* *
زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه را می فهمی ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 00:47
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 00:38
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 00:33
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بعد از حمله ی اعراب به ایران، عربی از مرد پارسی پرسید: چرا زنان شما حجاب ندارند؟! مرد پارسی گفت: حجاب زنان ما پلک چشمان مردان ماست

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 00:21
+3
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 23:40
+3
be to che???!!
be to che???!!
جواني چند روز قبل از عروسي آبله سختي گرفت و بستري شد... نامزد وي به عيادتش رفت و در ميان صحبتهايش از درد چشم خود نالد بيماري زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند...مرد جوان عصازنان به عيادت نامزدش مي رفت و از درد چشم ميناليد.موعد عروسي فرا رسيد زن نگران صورت خود .... كه آبله آنرا از شكل انداخته بود وشوهراو هم كور شده بود مردم ميگفتند چه خوب عروس نازيبا همان بهتر كه شوهرش نابينا باشد... 20 سال بعد از ازدواج زن از دنيا رفت،مرد عصايش را كنار گذاشت و چشمانش را گشود... همه تعجب كردند... مرد گفت: من كاري جز شرط عشق را به جا نياوردم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 23:31
+4
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 23:29
+5
be to che???!!
be to che???!!

تو اس ام اس:


پسر :عزيزم اي كاش الان پيشم بودي بغلت مي كردم


دختر :واي اره عزيزم 
سر قرار:


پسر :عزيزم حالا تنها شديم بيا بغلم دختر :به خدا اگه بهم دست


بزني جيغ ميزنم:))))))



خو مگه ازار داري كصافط  ؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 23:26
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ