یافتن پست: #زن

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
واکنش کودکان ب کتک در ایران و خارج
خارج:جیغ...داد...گریه...افسردگی...روانپزشک
ایران:مادره تا سر حد مرگ بچه رو کتک میزنه اونوقت اون بچه برمیگرده میگه:هه هوهوهو اصلنم درد نداشت
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:55
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
بی اراده به دنیا آمدیم
و
ناخواسته از دنیا میرویم
پس
چرا زندگی می کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:27
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
نقاشی زیبایی که شب کنسرت توسط هنرمند عزیز شهرام شجریان به شهره جان هدیه و باعث شد که اشک در چشمان این نازنین حلقه بزند

1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:15
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی


یه روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی اشک توی چشمات حلقه میزنه بعد زیر لب با خودت میگی دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس بودنت قهر کردنات شیطونیات تنگ شده...


بعد لباستو عوض میکنی میری یه شاخه گل میخری میای پیشم...


وقتی اومدی پیشم زانو میزنی دستاتو مشت میکنی میگی لعنتی پاشو... برگرد...



دیگه نمیتونم بی تو بمونم...
اما فقط با سکوت من مواجه میشی...


از جات پا میشی گل رو میذاری سر خاکم بعد میری
اما بایه دل پرغم !!!!!!!!









‏یه روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی اشک توی چشمات حلقه میزنه بعد زیر لب با خودت میگی دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس بودنت قهر کردنات شیطونیات تنگ شده...<br />
<br />
بعد لباستو عوض میکنی میری یه شاخه گل میخری میای پیشم...<br />
<br />
وقتی اومدی پیشم زانو میزنی دستاتو مشت میکنی میگی لعنتی پاشو... برگرد...<br />
<br />
دیگه نمیتونم بی تو بمونم...<br />
اما فقط با سکوت من مواجه میشی...<br />
<br />
از جات پا میشی گل رو میذاری سر خاکم بعد میری <br />
اما بایه دل پرغم !!!!!!!!‏




دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 12:00
+1
محمد
محمد
ميخــــــــــوام دعــــــــــــا کنــــــــــــم
نه براي خـــــــودم براي دوستـــــــــاي مجازيم که :
بعضياشون خيلي گرفتــــــــــــارن 
بعضياشون خيلي دلشکستــــــــــــن 
بعضياشون خيلي تنهــــــــــــان 
بعضياشون خيلي نا اميــــــــــــدن 
بعضياشون عاشقــــــــــــن 
خـــــــــداجــــون هـــــواي دلاشــــونوداشتـــــــه باش،
يه دستـــــــى به ســـــروگـــــوش زندگيشون بکش،
نذار حســــــــــــرت به دل بمونن ،
نذار ايمانشــــــــون ضعيــــــف بشه،
دستشــــــــــونو بگيـــــــــــ ــــــــــــر....
خدايــــــــــــا به يگانگيـــــــت قسمت ميــــــــــــدم
نذار آرزوهـــــــــــاشون آرزو بمونــــــــــــه… 
آمین
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 11:31
+5
محمد
محمد
وقتی ميخواستم به دنیا بیام ، سه مدل زندگی رو بهم نشون دادن تا انتخاب کنم ...

زندگی اول با جورجیا بود ، توی یک پنتهاوس در سواحل کالیفرنیا ، یک باراباس با راننده شخصی ، مشاور رییس جمهور بودم ، اما سه سال بعد از ازدواج زنم سرطان ميگرفت و می مرد ، طاقتشو نداشتم ..


زندگی دوم با سامانتا بود ، ویلای شخصی توی پاریس ، مدیر شرکت هواپیماسازی بودم و کمترین تفریحم سفر آخر ماه به کشورهای دیگه ، با یک دختر ناز و دوست داشتنی که متاسفانه در شش سالگی توی یک تصادف از بین می رفت ، از حد توانم خارج بود ..


و این شد که زندگی سوم رو انتخاب کردم ، یک خونه اجاره ای در مرکز شهر ، کارمند دولت که بزرگترین تفریحم رفتن به پارک سر کوچه ست با دختر قشنگم ، توی این زندگی نه کسی تصادف می کنه ، نه مریض ميشه و نه می میره ، الان سه روزه زنم بخاطر نخريدن گردنبند مورد علاقه شما با من قهره ، اما من نه دلگیرم نه پشیمون ،
   
     آخه اون که نمیدونه ...
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 11:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 16:12
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 16:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
4 دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 14:46
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 14:41
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ