یافتن پست: #زن

hosein
hosein
یکی از فانتزیام اینه که :

به دوس دخدرم 3 صبح زنگ بزنم بگم بیا دم در کارت دارم !

بعدش اونم بیاد با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز تو ماشینم !

بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم !

بعد گازشو بگیرم برم شمال 7 صبح لب ساحل باشم !

تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم، اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما :|

و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم :

دریاااااا ، هشتمین عشق مرا بردیییییی !
:)))))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:56
+3
hosein
hosein
من همینجا رسما از همه اونایی که اومدن و تو زندگیم و گند زدن بهش و رفتن عذرخواهی میکنم که نتونستم بهتر از این فضا رو برای ریدنشون مهیا کنم.........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امــیدوارم توىِ "زندگـــیت" جــزءِ اون دسته از اَفـــ ـــرادى باشی که :اگه یکی از پُشت چشماتو گرفت ، فقط یه نفر تو ذهـــنت بیاد ، نه چند نفر !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هرکسی که بداند که نداند از همه داناتر است یک چیز را خوب می دانم و آن این است که هیچ نمی دانم هر که بداند درست چیست، دست به نادرست نمی زند .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:28
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک چینی با همسرش اختلاف داشت گفت که با شما نیز در میون بزارم
....
مرد گفت : 玉被某日本游戏 商塑造成风尘
زن جواب داد: 无双》里,干脆从刘备关羽张
مرد جواب داد : 无双》里,干脆从刘备关羽张
و زن مجددا جوابش را داد : 反响。原版格林童 话中的血腥描写
بنظرتون حق با کیه؟
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:16
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ مخاطب نیمه خاص ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﺑﻌﺪ ﺑﺎ یکیشون ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺑﺸﻪ و وقتی ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ میاد جلو ﮐﻪ ﺟﺪﺍﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ،
ﯾﻪ ﭼﮏ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ :
ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؛
ﺑﻌﺪ ﺟﻔﺘﺸﻮﻥ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺑﮕﻦ : آقا تورو خدا باهامون ﺑﺎﺵ ،
ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺎﺵ ؛
ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ با کلی منت ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻢ
روانی هم خودتی...:)
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:08
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
قصه‌ی کهنه دروغ بود
من و ما بچه‌گی کردیم؛
که به جای قصه خوندن؛ قصه رو زنده‌گی کردیم...
در ِ آرزو رو بستیم
دل‌امون به قصه خوش بود؛
رستم ِ کتاب کهنه ته قصه بچه‌کش بود...
حالا تو قحطی رویا اجاق ترانه سرده؛
کسی رو بخار شیشه دلُ نقاشی نکرده...
سر وُ ته زدن به دیوار
برگ آگهی ترحیم؛
یه نفر نوشته جمعه
رو همه برگای تقویم...
چرخ‌وُفلک می‌خواستیم؛ فلک نصیب‌امون شد!
ساده‌ی ساده بودیم؛ کلک نصیب‌امون شد!
دنبال یه حقیقت؛ تو آینه‌ها می‌گشتیم؛
اما تو قاب گریه؛ ترک نصیب‌امون شد!*
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:05
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بار دگر نامه ی تو باز شد
مستی ام از نامه ات آغاز شد
نام خدا زیور آن نامه بود
من چه بگویم که چه هنگامه بود
بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببویم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگیست
عطر جوانمردی و و آزادگیست
عطر تو در نامه چها میکند
غارت جان ودل ما میکند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی
بی تو چه گویم که مرا حال نیست
مرغ دلم بی تو سبکبال نیست
هر چه که خواندم دل تو تنگ بود
حال من و حال تو همرنگ بود
بی تو از این خانه دل شاد رفت
رفتی و بازآمدن از یاد رفت
هر که سر انگشت به در میزند
جان و دلم بهر تو پر میزند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:02
+7
mahdis nfs
mahdis nfs
لطیفه ای که کل جهان اینترنت را برانگیخت!!!

چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای اینترنت زاده شد!!××!!
البته اين يه جوكه ولي از نظر من خيلي به واقعيت رسانه اي امروز شباهت داره؛)

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود .
سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>
فردا در روزنامه ها می نویسند : یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند: امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
<من ایرانی هستم >
فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند : یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !!!!!!!!!!!!
:| :| :| :|{-6-}{-6-}{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 13:39
+10
saman
saman
در CARLO
دختر همسایه اومده زنگمونو زده، در رو باز کردم، می پرسه کاری داری؟
می گم نه عزیزم، بی کارم!

گفت: ادویه کاری رو می گم!

تا یه ربع داشتیم می خندیدیم.

از اون موقع هر وقت منو می بینه می گه کاری داری بالاخره؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 13:23
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ