یافتن پست: #زن

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
..آی آدم ها!
شما را به کیش مهر می خوانم،
به کیش یک لبخند،
به کیش نگاه بی پیرایه کودکان،
به کیش زن و زیبایی و زمین،
به کیش زندگی،
ایمان بیاورید به پرتو گرم و روشن خورشید!
ایمان بیاورید به میل سبز گیاه برای روییدن!
ایمان بیاورید به شوق ساقهء شکستهء علف برای بقا!
ایمان بیاورید به کرمی که در پیله می بالد، پروانه می شود ،
می رود و خاطره سبک بالهایش را بر جا می گذارد!
ایمان بیاورید به گل واشده قاصدک!
ایمان بیاورید به ایمان!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 00:23
+3
alifabregas
alifabregas
بزن بسلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوز هم دوسش داری...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 22:32
+2
hosein
hosein
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 18:42
+5
saman
saman
در CARLO
سلامتی اون ادمینی که اشک تو چشماش بود و اومد که از غمش بگه ولی...



.
.
.
.
.



به عشق رفقای مجازیش جوک گفت ، تا دوستاش یه لبخند قشنگ بزنن...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:59
+5
saqar
saqar
در CARLO
عشق واقعي.....”

پسرو دختر جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند. آنها عاشقانه كديگر را دوستداشتند.دختر جوان: يواش تر برو من مي ترسم!
پسر جوان: نه اين جوري خيلي بهتره!!
دختر جوان: خواهش ميكنم، من خيلي مي ترسم!
پسر جوان: خوب اما اول بايد بگي كه دوستم داري!!
دختر جوان: دوستت دارم،حالا ميشه يواش تر بروني!
پسر جوان: منو محكم بگير!
دختر جوان: خوب، حالا ميشه يواش تر بري!
پسر جوان: باشه به شرط اينكه كلاه كاسكت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم ميكنه.روز بعد، واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سيكلت با ساختمان حادثه آفريد. در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتور سيكلت رخ داد،يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت. پسر جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود. پس بدون اين كه دختر جوان را مطلع كند با ترفندي كلاه كاسكت خود را برسر او گذاشت و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:00
+6
saqar
saqar
بين من و خدا
اندر بصره رئيسي بود. به باغي از آن خود رفته بود. چشمش بر جمال زن برزگر افتاد . مرد باغبان را به شغلي بفرستاد و زن را گفت:درها ببندد.
گفتا: همه ي درها بستم الا يك در كه آن نمي توانم بست.
گفت:[آن]كدام در است؟
گفت: آن در ميان ما و ميان خداوند است.
مرد پشيمان شد و استغفار كرد.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:49
+5
saqar
saqar
در CARLO
اون دخترايي كه وقتي يه روز نميبينيشون اعصاب واست نميمونه !

اون دخترايي كه شب پشت تلفن دوتايي خوابتون ميبره!

اون دخترايي كه باهاشون ميري شمال و ديگه دلت نميخواد برگردي!

اونايي كه بهت زنگ ميزنن قـــــــــــــند تو دلت آب ميشه!

همونايي كه وقتي كنارت نشستن بهت اس ام اس ميدن دوست دارم !

اونايي كه قربون صدقه مي رن دلت ضعف مي ره !

همونايي كه وقتي از دور مي بي[!] قند تو دلشون آب مي شه

و يه لبخند مياد گوشه لبشون !

اين دخترا اصلا به دنيا نيومدن تا حالا D;

هيچ گونه اي از اين آدما مشاهده نشده كه بخواد منقرض هم شده باشه

گفتم كه در جريان باشيد داداشاي گلم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:37
+7
saqar
saqar
در CARLO
چندتا از درغ هاي مشهورمون

. فقط امضاي رئيس مونده


. اين لباس جنسش ترك اصله


. به چشم خواهري ميبينمش


. همه بچه ها خوشگلن


. از فكر تو تا خود صبح بيدار بودم


. اين آخرين سيگاريه كه ميكشم


. منو تو جوونيام نديدي


. اين بهترين كادوييه كه تو زندگيم گرفتم


. مرسي من نميخورم، رژيم دارم


. از اين همه يه دونه مونده، همش رو فروختم


. عموم فوت كرده بود نتونستم بيام


. مادر نزاييده كسي رو كه چپ نگام كنه


. خونه رو تخليه كنين پسرم ازدواج كرده


. شما فرم رو پر كنين ما باهاتون تماس ميگيريم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 16:27
+5
saqar
saqar
در CARLO
“فرورديني ها!”اول از همه بزن اون كف قشنگه رو برا تمام فرورديني ها

ايشالله زنده باشيم!

حالا همه فرورديني ها خودشونو معرفي كنن...

كف قشنگه فراموش نشه..

آها... شله شله...

به سلامتي خودمون!

موفق و سر بلند باشيم!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:39
+4
saman
saman
در CARLO
زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم .

زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی.

مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین.

زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:58
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ