یافتن پست: #زن

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید !

ارزش “خاص بودن” را نداشت . . .
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 00:28
+12
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﭘﺮﺭﻭ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺮﻩ!
ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﺍﺯﺵ ﺑﺪﺕ ﻣﯿﺎﺩ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ!
ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﺩﻟﺶ ﻭﻣﯿﺮﻩ!
ﻣﺤﺒﺖ ﻧﮑﻨﯽ ، ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ!
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﮑﻦ!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 00:05
+10
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/17 - 14:24]
8 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:17
+27
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/17 - 14:25]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:13
+19
-2
parisa
parisa
ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﻃﻮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻭ ﺗﻮ
ﻣﺮﺍ ﺳﻨﮓ ﻣﯿﺰﻧﯽ !
.
.
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:29
+4
parisa
parisa
من محتاج درک شدن نیستم،دردم می آید خر فرض شوم.

دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری،

و هر بار که آزادیم را محدود میکنی،

می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است،

نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود.

میدانی ؟ دلم از مادر هایمان می گیرد،

بدبخت هایی بودند، که حتی می ترسیدند باور کنند حقشان پایمال

شده.

خیانت نمیکردند، نه برای اینکه از زندگی راضی بودند،نه، خیانت هم

شهامت میخواست .

نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت،جایش النگو داد.

مادرم از خدا میترسد، از لقمه ی حرام میترسد، از همه چیز میترسد،

تو هم که خوب می دانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است.

دردم می آید این را هم بخوانی میگویی اغراق است.

ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش

کتک می خورد،باز هم همین را میگویی

ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه، غیرت داری ؟؟

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند،و آنهایی هم

که نیستند همه فامیل های خودتانند.

مادرت، اگر روزی جرات پیدا کردی ازش بپرس بیچاره سرخ می شود و

جوابش را،باور کن به خودش هم نمی دهد.

دردم می آید.

از این همه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:16
+4
parisa
parisa
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﺳﺖ
.
"ﻟﻌﻨﺘﯽ "
.
ﻣﺰﺭﻋﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ،
.
.
.
.
.
ﻫﯽ ﺷُﺨﻤﺶ ﻣﯿﺰﻧﯽ !!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:13
+4
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
تـو مـرا نـادیـده بـگـیـر . . و مـن بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . . از بـس خـودم را مـی زنـم . . بـه نـفـهـمـی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 20:21
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مکالمه چند وقت پیش من و مامانم :اگه خالت زنگ زد گوشیو برندار!
_واسه چی؟؟؟
_آخه میخواد خبر مرگ خواهر شوهرشو بده
_خب چه ربطی داشت؟!
_آخه من هنوز در جران نیستم، اگه منم بفهمم نمیتونم امشب برم عروسی!!!!!!
:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:34
+5
alireza
alireza
پبه سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 19:32
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ