یافتن پست: #سادگی

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم به نام زندگي پـَـــ نــه پـَـــ .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:47
+3
مهسا
مهسا
اگر سهمی از فردا داشتم... که هیچ....... اما اگر فردا سهم من نبود... به یاد این همه سادگی... یک یادش بخیر ساده... از سهم خودت برایم کنار بگذار... تا لااقل تلافی کرده باشی... ............امروزی را... که... تمام سهمم را برای دلتنگیت کنار گذاشت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 20:05
+2
mina_z
mina_z
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:16
+4
sasan pool
sasan pool
مطمئن باش ، برو … ضربه ات کاری بود ، بی وفایی کردی..دل من سخت شکست … و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود … و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود … تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:57
gamer
gamer
حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است در میان مزرعه های طلایی گندم مترسکی با لبهایی خندان ایستاده است لباسش نه وصله دار است و نه مغزش پوشالیمترسک خائن با کلاغ ها طرح دوستی ریخته است خوشه های طلایی گندم در آتش دو رویی نگهبان خویش می سوزندفصل دروی گندم ها و حاصلش نانی که به سفره من و تو می آیدتکه نانی خشک در دست کودکی بی پرواست کودک درد گندم ها را می فهمدمترسک را به دار می آویزدصدای نحس کلاغها به گوش می رسدکلاغ ها به سوی مزرعه ای دیگر می روند و بر سادگی مترسک قاه قاه می خندنداینگ خوشه های گندم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:37
+2
رضا
رضا
می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌ سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند، حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند..................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 12:22
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ