یافتن پست: #سخت

saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 17:53
+2
be to che???!!
be to che???!!
خخخخخخخخخخخخخخخ{-1-}{-33-}{-20-}
انواع مردها 

مردها مثل مخلوط كن هستند در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد!

مردها مثل آگهي بازرگاني هستند حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نمي توان باور كرد.

مردها مثل كامپيوتر هستند. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند.

مردها مثل سيمان هستند. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني.

مردها مثل طالع بيني مجلات هستند. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند.

مردها مثل پاپ كورن (ذرت بو داده) هستند. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند.

مردها مثل باران بهاري هستند. هيچوقت نميدانيد كي مي آيد، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود.

مردها مثل نوزاد هستند، در اولين نگاه شيرين و بامزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد.

 
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 08:50
+5
saman
saman


چه سخت است ...


تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ،


و دل سپردن به قبرستان جدایی ،


وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،


تا رهگذری ،


بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…



دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 02:01
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
می دونست دلم اسیره ولی رفت
می دونست گریه ام می گیره ولی رفت
می دونست تنهایی سخته ، می دونست
می تونست باهام بمونه ، نتونست
می دونست دلم شکسته ولی رفت
غم اون تو دل نشسته ولی رفت
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 20:56
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
/زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت/ /حقیقت تلخ است نه به تلخی انتظار/ /انتظار سخت است نه به سختی جدایی/
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 19:13
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سخت است،
"او" کردن "تو"یی که همه زندگی "من" بود...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 18:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دو نفرو سخت میشه پیدا کرد , یکی کسی که درکت کنه و دومی کسی که بدونه کجای کمرت میخاره.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 18:31
+3
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:35
+4
nanaz
nanaz


“زيباترين نامه به خدا”



واقعا خواندنيه
اگه نخوني از ذستت رفته
حالا خود داي

شـــــكــــرت خـــــــــــــدا جـــــونـــــــم
امروز صبح كه از خواب بيدار شدي،

نگاهت مي كردم،

اميدوار بودم كه با من حرف بزني،

حتي براي چند كلمه،

نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي كه ديروز در زندگي ات افتاد،

از من تشكر كني؛

اما متوجه شدم كه خيلي مشغولي،

مشغول انتخاب لباسي كه ميخواستي بپوشي،

وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي،

فكر مي كردم چند دقيقه اي وقت داري كه بايستي و به من بگويي:"سلام"،

اما تو خيلي مشغول بودي.


يك بار مجبور شدي منتظر شوي و براي مدت يك ربع ساعت، كاري

 نداشتي جز آنكه روي يك صندلي بنشيني.

بعد ديدمت كه از جا پريدي،

اما تو به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن كردي تا از

آخرين شايعات با خبر شوي.

تمام روز با صبوري منتظرت بودم،

با آن همه كارهاي مختلف گمان مي كنم كه اصلاً وقت نداشتي

با من حرف بزني.

متوجه شدم قبل از نهار هي دورو برت را نگاه مي كني؛

شايد چون خجالت مي كشيدي،

سرت را به سوي من خم نكردي!!!

تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد كه هنوز خيلي كارها براي انجام دادن داري.


بعد از انجام دادن چند كار،

تلويزيون را روشن كردي،

نميدانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟

در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي را

جلوي آن مي گذراني.

در حالي كه درباره هيچ چيز فكر نمي كني و فقط ازبرنامه هايش
 لذت مي بري.

باز هم صبورانه انتظار ترا كشيدم و تو در حالي كه تلويزيون را نگاه مي كردي،

شام خوردي و باز هم با من صحبتي نكردي!!!

موقع خواب،

فكر مي كنم خيلي خسته بودي،

بعد از آن كه به اعضاي خانواده ات شب بخير گفتي،

نمي دانم كه چرا به من شب به خير نگفتي؛

اما اشكالي ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام كردي؟!

هنگامي كه به خواب رفتي،

صورتت را كه خستهء تكرارِ يكنواختي هاي روزمره بود

را عاشقانه لمس كردم.

چقدر مشتاقم كه به تو بگويم:

چطور مي تواني زندگي زيباتر و مفيدتر را تجربه كني...

احتمالاً متوجه نشدي كه من هميشه در كنارت و براي كمك به تو آماده ام.

من صبورم،

بيش از آنچه تو فكرش را مي كني.

حتي دلم مي خواهد به تو ياد دهم كه چطور با ديگران صبور باشي.

من آنقدر دوستت دارم كه هر روز منتظرت هستم،

منتظر يك سر تكان دادن،

يك دعا،

يك فكر،

يا گوشه اي از قلبت كه بسوي من آيد.

خيلي سخت است كه مكالمه اي يكطرفه داشته باشي.

خوب،

من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،

به اميد آنكه شايد فردا كمي هم به من وقت بدهي!

آيا وقت داري كه اين نامه را براي ديگر عزيزانم بفرستي؟

اگر نه،

عيبي ندارد،

من مي فهمم و سعي مي كنم راه ديگري بيابم.

من هرگز دست نخواهم كشيد...

روز خوبي داشته باشي.


 

آخرین ویرایش توسط nanaz در [1392/07/4 - 13:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:32
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
.زندگی کتابی زیبا و پرحادثه است.. هیچگاه بخاطر یک برگش کل کتاب را پاره نکن...
درراه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 11:41
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ