یافتن پست: #سد

hamed
hamed
دیدگاه  •   •   •  1393/04/2 - 16:23
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
نگاه کُن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب می
شود
چگونه سا
یۀ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می
شود
نگاه
کُن
تمام هستی
‌ام خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج می‌بَرد
مرا به دام
می‌کِشد
نگاه
کُن
تمام
آسمانِ من
پُر از شهاب میشود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دل‌نواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پُر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره می
نشانیام
نگاه
کُن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ
رنگ ساده دل
ستاره
چین برکههای شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه
های آسمان
کنون به گوش من دوباره می
رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه
کُن که من کجا رسیدهام
به کهکشان
، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج
ها
مرا بشوی با شراب موج
ها
مرا بپیچ در حریر بوسه
ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها
مکُن
مرا از این ستاره
ها جدا مکُن

نگاه کُن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می
شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای
لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می
شود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه
کُن
تو می
دمی و آفتاب میشود
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:44
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
دست هایم...
به تو نمیرسد
به خودم حتی
به آسمان که ایـــــــــــــــــــــن همه بلند است هم

تنها،
تنها همین خاطره ها هستند که شیرین و تلخ
همین حوالی زندگی میکنند
و دستت هم که نرسد؛
خودشان را می رسانند بر پیکرت
و تاب می خورند در تاریک و رشن لحظاتت

حقا که وفادار ترند!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:29
+5
محمد
محمد

کاش میدانستی که خیال تو می ارزد به داشتن خیلی ها...

چه برسد به داشتنت که می ارزد به کل دنیا...


دیدگاه  •   •   •  1393/03/24 - 17:52
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 15:17
+2
محمد
محمد

صدای پایش آرام آرام به گوشم می رسد

 

چیک چیک گونه ام را بوسید

 

نم نم از گوشه چشمم چکید

 

باز هم خاطراتم زنده شد

 

من و تو به یاد باران یا شاید به یاد تو ، من و باران

 

فرقی نمی کند

 

چه در کنارم باشی چه در کنارش باشی

 

زیر باران یاد تو مرا خیس می کند !


2 دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 21:23
+1
maryam
maryam

روزی می رسد که خواهی فهمید
یک زن ، هر چقدر هم عاشق باشد
هر چقدر هم خود آزار
و هر چقدر هم دیوانه
سردی که ببیند؛
هر چقدر هم بی مقصد باشد
هر چقدر هم بی خانه
پای رفتنش فلج نمی شود 
میرود ...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/6 - 23:51
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1393/03/6 - 15:45
+6
maryam
maryam

تجسم کن کنارت باشد ...
شب ... قبل از خواب ...
نگاهش کنی تا مطمئن شوی که هست
که می ماند ...
صبح که بیدار می شوی،هنوزم هست !
که خواب نیست
که حقیقت دارد بودنش
فکرش را بکن ...
نگرانیت را بفهمد،نگاهت کند،ببوسدت،نزدیکتر شود،
طوری که نفسش صورتت را گرم کند،بگوید :
بخواب عزیزم،کنارت هستم ...
واین یعنی زندگی ...
خودِخودِ زندگیــــ ...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/5 - 22:47
+5
صفحات: 6 7 8 9 10 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ