یافتن پست: #سیب

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر تو آمریکا هم قوانین نام‌گذاری شرکتها مثل ایران بود

اسم شرکت اپل می‌شد :

سیب‌پردازان سیستم‌گستر غرب !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 15:47
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گنجینه رازی است بهر مویت وز آن موی هر چنبره ماری است به گنجینه رازتای سیب بهشتی به لب و گونه گلگونداغ است دل لاله که دیوی زده گازتدر خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریمباشد که ببینیم بدین شعبده بازتکبک و بره شاید به سر سفره شاهاندرویش تو سر کن به همین نان و پیازتصد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار ای جاده انصاف ندیدیم ترازتشهری به تو یار است و غریب اینهمه محرومای شاه نبازم دل درویش نوازت سید محمد حسین شهریار
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:46
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معلم : 10 تاسیب داریم من 9 تاشو میخورم ، چند تا سیب میمونه؟ بچه: همون یكی روهم بردار بخور بدبخت سیب نخورده !
1 دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:56
+4
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 01:13
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:55
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این پسرایی که جدیدا یاد گرفتین سیبیل میذارین...!
.
.
.
.
.
.
.
بعله با شمام
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

بدانید و آگاه باشید که هر سیبیلی که سیبیل بالی خان نمیشه که عاخه..... ای بابا :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 15:40
sasan pool
sasan pool
همه آهنگ های این بابا مازیار فلاحی یک طرف این اهنگ هم یک طرفه دیگه

عاشقانه من میسازم یک کلبه ای از دلتنگی
مثل بارون من میبارم آرام آرام از دلتنگی

اشکای عاشقانه بدرقه ی وجودت
قربون اشک چشمات
برو خدا به همرات


تو بغض سرد بارون
منو به غم سپردی
قلبم میون دستات
برو خدا به همرات


مثل دریا خسته و غریبم
سر به دامان، سرد و بی نسیبم
مثل پرواز در یک آواز
در کوچه ای از دلتنگی
عاشقانه من میخوانم
هر لحظه را با دلتنگی از دلتنگی
عاشقانه من میگریم
آرام آرام از دلتنگی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/8 - 22:27
+2
بهناز جوجو
بهناز جوجو

چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم … گمان مے کرد فریب داده استــ مرا نمے دانستــ تو پرسیده بودے : مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را

دیدگاه  •   •   •  1392/06/8 - 20:33
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای عشق جوانه کن بهار است هر شاخ کهن جوانه دار است شد غرق شکوفه سیب و دل نیز حوای همیشه بیقرار است سر سبزی نیم لحظه من سبزینه هفت سبزه زار است ای عشق شکفتنم بیاموز دل غنچه باغ انتظار است بیهوده مگوی کیست معشوق او چشم و چراغ روزگار است شهر تن و شهر جان ما را بسپار به او که شهریار است تا دیده بر او فتاد کاین کیست دل گفت که یار یار یار است ای عشق بدین مجال کوتاه زین بیش مرا چه اعتبار است برخیز و کمند خود رها کن دریاب که آخرین شکار است ای عشق بسوز هستیم را با یک نگهش که شعله وار است خاکستر من به راه او ریز بر گوی که بر منش گذار است بر گو که به دولت قدمهات از منت هر چه هست وارست

دیدگاه  •   •   •  1392/06/8 - 14:37
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر جا که بود ذوقی ز آسیب دو جفت آید
زان یک شدن دو تن ذوق است نشان ای جان
هر حس به محسوسی جفت است یکی گشته
هر عقلی به معقولی جفت و نگران ای جان
گر جفت شوی ای حس با آنک حست کرد او
وز غیر بپرهیزی باشی سلطان ای جان
ذوقی که ز خلق آید زو هستی تن زاید
ذوقی که ز حق آید زاید دل و جان ای جان
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 20:19
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ