ali rad
دوباره سیب بچین حوا ...
من خسته ام ...
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ...
ali rad
بگو: ماهی...
بگو :سبزه
بگو:سیب
...
بهار
جایی
شاید جهنم
سرش گرم است...
هفت سین نمی خواه
reza
آسمونا پرستاره همه فصلامون بهاره
روی هر بام و دیواری پر عکس یادگاری
کهکشونا پر ماهه خبرای خوش تو راهه
پشت هر پنجره گلدون خونه هامون پر مهمون
کلبه ها پر چراغه گلای شب بو تو باغه
ساحل دریا پر از نور غصه از قلبای ما دور
باغچه ها پر ترانه پر شعر عاشقانه
چمدونا پر سیبه وسوسه چه بی نصیبه
شهر و کوچه پر بارون قصه ی لیلی و مجنون
ایوونا پر قناری نه فراری ٬ نه حصاری
طاقچه ها خونه ی شمعدون مهربونیا فراوون
یه قرار خیلی ساده زیر بید پیر جاده
وعده مون هرجا که خورشید بیشتر از همیشه تابید
Mitra Mohebbi
تو “آدم” من “حوا”
سیبی در کار باشد یا نه
با تو
در آغوش تو
بهشت جاریست
بوسه هایت طعم سیب میدهند