یافتن پست: #شب

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 19:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 12:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو
بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده !

دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو
بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو
داد…!

اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق
قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد…

آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام
خوابید و راحت خوابش برد.

ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ،
چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده
شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش
را به او نداده …!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:07
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﯾﺸﺐ ﺳﻮﺍﺭ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﯾﻪ ﺍﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ
ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﭘﺮﯾﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦ
.
.
.
.
.
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺗﺮﻣﺰ ﺯﺩﻡ
ﻟﺤﺎﻓﻢ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 13:01
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

اگر ديدين مردى سينشو سپر کرده...سرشو بالا گرفته زبونشو در اورده...
تعجب نکنيد...
اتفاق مهمى نيوفتاده...
اصلا نگران نباشبد.
.
.
.
..


داره زيپ شلوارشو ميکشه بالا...
خخخخخخخخخخخخ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 14:24
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
خون شهدا را آن فــ ــــ ــاحـــ ــ شــ ــــ ــــه خیابانی پایمال نمی کند!
خون شهدا را آن تارک الصلات پایمال نمی کند!
خون شهدا را آن روزه خور پایمال نمی کند!!
خون شهدا را مو و لباس آن جوان پایمال نمی کند!
خون شهدا را روسری افتاده آن دخترک پایمال نمیکند..
خون شهدا را حاجی هایی پایمال میکنند که مکه رفتن شان
از انگشتان دست فراتر رفته است،
اما ناموسشان محتاج لقمه نان شب شان هستند!
آنانی که صداقت را فقط به دوش میکشند
اما همچون نقل و نبــــــات دروغ می گویند!!
کسانی که در حق این ملت جفا کرده اند
آنانی که میلیارد میلیارد به جیب می زنند
و بودجه ای برای کار من و توی جوان نیست!
آنانی که کارشان با پارتی بازی سه سوته به انجام می رسد
و من و تو سال هـــــــــا با دهان بسته فقـــــــط صبر !
ریاکارانی پایمال می کنند که از شریعت و اسلام و شهدا
فقط حرافی های معمول را یاد گرفته اند!!
آآآآآهـــــــــای
اندکی شبیه حرف هایت باش!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 13:39
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ :
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﮐﻼﺱ ﯾﮏ
ﺑﺎﺩﮐﻨﮏ ﺑﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﮏ ﺳﻮﺯﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻓﺮﺻﺖ
ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﺎﺩﮐﻨﮑﻬﺎﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺘﺮﮐﺎﻧﯿﺪ ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﻗﯿﻘﻪ
ﺑﺎﺩﮐﻨﮑﺶ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﻢ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺷﺮ ﻭﻉ ﻭ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﯾﮑﺪﻗﯿﻘﻪ ﻣﻦ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎ
ﺑﺎﺩﮐﻨﮏ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﺪﯾﻢ .
ﺳﭙﺲ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ
ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﻼﺱ ﺑﺮﻧﺪﻩ
ﺷﺪﻧﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺩﮐﻨﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺘﺮﮐﺎﻧﺪ ﭼﺮﺍﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻮﺩ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺑﺎﺩﮐﻨﮑﺶ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪ ﺑﺮﻧﺪﻩ
ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﻫﻢ ﺷﺪ !.
ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﻗﯿﺐ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ
ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺯﻧﺪﻩ.
ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻀﻤﯿﻦ
ﮐﻨﯿﻢ .
ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ .ﺑﺎﻫﻢ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ . ﺑﺎﻫﻢ ﺷﺎﺩ
ﺑﺎﺷﯿﻢ . ﺑﺎﻫﻢ …ﺑﺎﻫﻢ …
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺩﮐﻨﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺘﺮﮐﺎﻧﯿﻢ؟
دیدگاه  •   •   •  1393/06/24 - 17:37
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
اینترنتم شده مثه آب حموم ؛
.
.
.
.
.
.
باید یا دم صبح بری یا آخر شب که فشار زیاده ...
والااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1393/06/24 - 16:49
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
دیشب رفتم دکتر،، گفت سرب بدنت کم شده باید رژ لب بخوری وگرنه میمیری!!
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا اون دختر هایی که میخوان به من زندگی دوباره بدن لایک کنن
اولویت با اون دخترایی هست که رژ لب قرمز میزنن!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/24 - 14:28
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امشب شب مهتابه .....

امیرم رو میخوام ^_^

امیرم اگرخوابه :(
.
حمیدم رو میخوام ^_^

حمیدم خوابه؟؟؟
امینم روو میخوام ^_^
امینم کپیده؟؟؟سعید؟؟محمد؟؟؟مهدی؟؟؟؟
والّا الان چه وقته خوابه؟
این دفه که رفتم با یکی دیگه
یاد میگیرید شبای مهتابی نخوابید بی شخصیتای بی احساس :|
بیشعور
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 21:14
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ