یافتن پست: #شب

saman
saman
در CARLO
ای روی تو مهر عالم آرای همه



وصل تو شب و روز تمنای همه



گر با دگران به ز منی وای بمن



ور با همه کس همچو منی وای بر همه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 11:36
+5
mina
mina
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیه تو می بینم !! نمی دانم غریبه ها ” تــــــــــــــــــــو ” شده اند یا تو ” غریبـــــــــــــــــــــــــــه ” ؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 09:15
+4
reyhan 70
reyhan 70
شانس یکبار در خونه ادم رو میزنه

ولی بد شانسی دستش رو از رو زنگ ور نمیداره

بدبختی هم که کلید داره هر وقت بخواد میاد تو !

اینه زندگی ما !

دوستان شبتون بخیر{-22-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:45
+8
*elnaz* *
*elnaz* *
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:45
+1
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
شب بخیر
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:45
+2
poorya
poorya
dustan shabetun ghashang....
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:32
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:00
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
چند وقت پیش یه شب ، داشتم میخوابیدم که یهو یه پشه اومد صاف نشست
نوک دماغم !
یه نیگا بهش انداختمو گفتم : سلام
گفت : علیک ..
گفتم : چیه؟
گفت: میخوام نیشت بزنم
گفتم : بیخیال ... این دفه رو کوتا بیا
گفت: تو بمیری راه نداره . گشنمه .
گفتم : الان میتونم با مشتم لهت کنم .
گفت : خودتم میدونی که تا بیای بزنی جا خالی دادمو مشتت میخوره وسط دماغت !
...
به نظر حرفش منطقی میومد !
گفتم : خیلی پستی
..ی دفه آهی بلند از ته دلش کشید و ساکت شد ...
گفتم چی شد؟؟
گفت : حاضری ؟
گفتم: تا جوابمو ندی نمیذارم بزنی ...
وقتی اصرارمو دید . دستمو گرفت و گفت : دنبالم بیا
گفتم کجا؟؟؟
گفت: مگه نمیخای جواب سوالتو بدونی ؟پس هیچ نگوو و دنبالم بیا
...ازجام بلند شدم و باهمدیگه راه افتادیم و رفتیم رفتیم و بازهم رفتیم...
گفت: هنوزم اصرار داری بدونی یا همینجا کارو تموم کنم ؟؟
گفتم : اینهمه راه اومدم تا جواب سوالمو بگیرم ... بریم
یهو یه لبخند زد و با دست زد به پشتم و گفت: این پشتکارته که
منو کشته !
راستش از شما چه پنهون ،یه جورایی ازش خوشم اومده بود .
به این فکر میکردم که اونقدا هم بچه بدی نیس !
تو این(باقیش تو دیدگاه)
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:50
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیشب سردم شد رفتم کولر رو خاموش کردم، یهو بابام از خواب بیدار شد گفت [!] مُچکریم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:42
+6
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 21:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ