یافتن پست: #شب

ebrahim
ebrahim
خوابیدنی که توش "بوس"،"بغل"و" شب به خیر عزیزم" نباشه کپه مرگه.....
سلامتی همه مجردا!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:09
+1
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
وقتي دلم تنگه ميرم پشته ابرا زار ميزنم.پس يادت باشه هر وقت بارون رو ديدي بدون دلم واسط تنگ شده يادش به خير وقتي به دنيا امدم اونقدر شوکه شدم که تا دوساعت گريه ميکردم و تا دو سال نتونستم حرف بزنم شايد کسي رو که با تو خنديده فراموش کني...اماکسي رو که با تو اشک ريخته هرگز! شبي پرسيدمش با بي قراري ***به غير از من كسي را دوست داري ز چشمش اشك شد از شرم جاری***ميان گريه هايش گفت آری
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
باز هم براي تو مي نويسم ،براي تو و براي قلبي كه براي تو مي زنه،دوست دارم برات بنويسم.دوست دارم كه بيشتر بدوني چقدر دوستت دارمولي كجاست حروفي براي نوشتن از تو؟اي عزيز تراز جان من ..من كلماتم را در وجود تو جاگذاشتم .تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم ؟وقتي اشك نمي گذارد. اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تار عشق مي اندازد.بگو چگونه درك كنم لحظات عاشقي را؟بگو چگونه بعد از اين تحمل كنم لحظات تنهايي را؟ با نوشتن لحظات تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به ........؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:55
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
كاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گياهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد بسراپای تو لب می سودم كاش چون نای شبان می خواندم بنوای دل ديوانه تو خفته بر هودج مواج نسيم می گذشتم ز در خانه تو ... كــاش چون ياد دل انگيز زنــی می خزيدم به دلـت پر تشويش نــاگهان چشــم ترا می ديدم خــيره بر جلوه زيبائی خويش كــاش در بســتر تنهائــی تو پيكرم شمع گنه می افروخت ريشــه زهــد تو و حسرت من زين گنه كاری شيرين می سوخت كاش از شاخه سرسبز حيات گــل انــدوه مــرا مــی چيــدی كاش در شعر من ای مايه عمر شعلــه راز مـــرا می ديــــدی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:27
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از [!] گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:15
ebrahim
ebrahim
پسره به مامانش میگه : نمیدونستم که بابا اینقدر ترسو هستش مامانش میگه : از کجا فهمیدی عزیزم ؟ پسره میگه : آخه شبهایی که تو نیستی ، بابا میره خونه همسایه میخوابه !!{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 14:25
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:42
+1
-1
mahdi
mahdi
خونه دوستم تو حیاط نشسته بودیم هوا سرد شد،بهش میگم برو یه پتو بردار بیا!میگه سردته؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام 2 تایی بریم زیرش شب نماهای ساعتمُ نشونت بدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:03
+1
mina_z
mina_z
میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟ پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق {-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 09:55
+6
-2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
شبا وقت خواب گوشیتو كجا میذاری؟؟؟
1 - روی میزم
2- زیره بالش
3- پرت میكنم یه طرف
4- جایی نمیذارم
5- در فاصله ی 1 متریم
6- به تو چه آخه؟؟؟
7-زیره تخت
8-زیره درخت آلبالو
9-میزنم به برق
10- تو شلوارم.....
11- بالای سرم....
12- چرا منو تو این موقعیت قرار میدییییین !!!
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 01:25
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ