یافتن پست: #شخصی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خداوندا به ان شخصی که از حمام میاید بیرون و اب را در حالت دوش اب میگذارد شعوری عظیم عطا بفرما.
خداوندا ان مردم ازاری که کف دمپایی حمام را صابون میمالد به عذابی عظیم دچار فرما.

هم یخ زدم هم با کله خوردم زمین
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به امید روزی که این "آقایون" تفاوتِ رنگ هاىِ زرشكى و جگرى و دونه انارى و لاكى رو باهم یاد گرفتن و به همشون نگفتن "قرمز" !
صورتى و نیلى و یاسى و ارغوانى و بادمجونى دقیقاً "بنفش" نیستن !
فیروزه اى و سورمه اى و كله غازى و كاربنى با "آبى" فرق دارن !
نماینده ى طیفِ فسفرى تا لجنى ، "سبز" نیست ! مثلا زیتونى ، كاهویى ، حنایى ، مغزپسته اى یا یشمى شخصیت رنگی متفاوتى دارند!
لیمویى و موزى و خردلى همون "زرد" نیستن !
"سفید" یه رنگه ، كرم و شیرى و نباتى، رنگهاىِ دیگه !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:12
+2
be to che???!!
be to che???!!
8 دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 02:38
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یارو سوال پرسیده اگه ۲۴ ساعت گناه آزاد باشه چه گناهی میکنین؟ جوابای ملت کلن شخصیت منو برد زیر سوال چون همش فعالیتای روزمره ی منه {-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 17:31
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 15:37
+5
-1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

یکی از دانشمندان گوش بزرگ و درازی داشت.شخصی از راه استهزا و مسخره به او گفت: -گوشهای شما برای یک انسان خیلی دراز است! دانشمند گفت:بله...گوشهای شما هم برای جثه یک الاغ کوتاه است!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 15:43
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

مجنون و مرد نمازگزار روزی مجنون از سجاده شخصی شخصی عبور می‌کرد مرد نماز راشکست وگفت: مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را ب[!]؟ مجنون لبخندی زد و گفت: عاشق بنده‌ای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:21
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﯾﻪ دوست دخدر ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ،


ﮔﻔﺘﻢ خوووب ﻻﺑﺪ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ،


ﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﯿﺰﺵ ﮐﺮﺩﻡ،


ﺑﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﺤﻞ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﺩﺍﺩﻡ...


ﺑﻌﻠﻪ ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ ^_^
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 20:35
+5
saman
saman
در CARLO
من که رکیک ترین فحش بابام ” دیوانه “
و مستهجن ترین حرف مامانم ” بی شخصیت ” بود شدم این!
خدایا به حق همین ماه عزیز بچه آیندمو به تو سپردم! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 16:57
+4
saman
saman
در CARLO
یکی از معضلات بچگیم این بود که
چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتون
که اشکاشون به دو طرف پرت میشد گریه کنم !
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 13:50
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ