یافتن پست: #شور

Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
‫آدم بین میلیونها اسپرم اول بشه بعد بین 200 تا کشور در ایران به دنیا بیاد؟ نه این واقعا تراژدی نیست؟‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 15:53
+4
mah3a
mah3a
حترامت واجبه خان دایی ، اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد ،کی واسم قده

یه نخود مردونوگی رو کرد که من واسش یه خروار رو کنم ، این دنیا همیشه برای من کلک بوده و نا مردی ،

به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ، دیدم یه فرمون که میتونست یه محلی

رو جابه جا کنه ، وقتی زجرش میدادن ، میرفت عرق میخوردو عربده میکشید ، دیوارها تکون میخوردن و، هر چی نامرد بود ای نوهوو

موش تو سوراخ قائم میشدن ، چییییییی شوووووود ؟

رفت زیارت و گذاشت کنار،مثل یه مرد شورو کرد کاسبی کردنو پوله حلال خوردن، اما مگه گذاشتن؟

این نظامه روزگاره، یعنی این روزگاره خان دائی ، نزنی!! میز[!] !

حالا داش فرمون گجاسسست ، اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود گجاسسسست؟!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 10:37
+5
benyamin
benyamin
اگه زنها دنیا رو می‌گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت !
فقط چندتا کشور لوس بودن که باهم قهر بودن و از هم غیبت میکردن و با هم حرف نمیزدن..{-18-}{-20-}{-33-}{-37-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 23:51
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
اشک در چشـــــــــــم دو کَس می لرزید
اســــــکار چو در دست شما می خندید
در چشم من از شوق وُ سلحشور ز کین
تا کور شــــــود هر آنکه نتواند دیـــــــــد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 13:43
+7
امید
امید
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه

شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه

می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:32
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
تركه نخ ۱۰ تومنی رو می کشه شورت مدرس می افته بسیجیا می کنن دنبالش یه هزاری بر می داره می گه جلو بیان نخ اینو هم می کشم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:18
+6
mah3a
mah3a
آقای فرج ا... سلحشور تسلیت میگیم جایزه اسکار آقای اصغر فرهادی رو بهتون :)))

مخالفای فرج ا... سلحشور لایــــک کنن ♥
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 21:42
+9
-1
sasan pool
sasan pool
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگار سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان
حالا به من رسیده و در من نشسته اند
من باز گیج می شوم از موج واژه ها
این بغضهای تازه که در من شکسته اند
من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم
اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:27
+1
sasan pool
sasan pool
همه چیز در مورد ژیان
برای دیدن مطلب به دیدگاه مراجعه کنید
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 10:59
+2
sasan pool
sasan pool
ملاقات با جانشین دوو سی‌یلو
برای دیدن مطلب به دیدگاه مراجعه کنید
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 10:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ