یافتن پست: #شوهر

Alireza
Alireza
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت (طنز)

سوءظن: در یونان باستان به صورت سوءزن آمده است – احساسی که خانمها نسبت به شوهرانشان دارند.

شوهر زن: زنی که شوهر خود را می زند – زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.

شیر زن: شیر ماده – شیر وحشی – زنی با دندان ها و پنجه هایی شبیه به شیر که باید از او اطاعت شود.

ظنین : در متون تاریخی به صورت زنین آمده است – جمع مکسر زن – زنها.

کف زن: زن کار درست – خانمی که همه را در کف می گذارد.

گردن زن: زنی که گردن میزند – بی رحم ترین نوع زن – زن جلّاد.

مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود؛

- مردی که به حرف زنش گوش می کند.

- زنی که گوش مردش را می کشد.

- مردی که گوش زنش گوشواره می کند.

نازنین : مرد – (نا + زن + این / این یارو که زن نیست) – یک نوع فحش رکیک – عبارتی برای تحقیر جنس مؤنث.

همزن: زنی که حال همه ی مرد ها را به هم میزند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 17:16
+6
afsaneh heidari
afsaneh heidari
چهار جمله که حوا نمی تونسته به ادم بگه:

1- آدمت می کنم

2- از شوهر مردم یاد بگیر

3- من قبل از تو 100 تا خواستگار داشتم

4- میرم خونه مامانم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 01:28
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
همسر یه تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه : غصه نخور عزیزم ، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه!{-33-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:45
+11
*elnaz* *
*elnaz* *
زن سردش شد. چشم باز كرد. هنوز صبح نشده بود. شوهرش كنارش نخوابيده بود. از رخت‌خواب بيرون رفت.

باد پرده‌ها را آهسته و بي‌صدا تكان مي‌داد. پرده را كنار زد. خواست در بالكن را ببندد. بوي سيگار را حس كرد. به بالكن رفت. شوهرش را ديد. در بالكن روي زمين نشسته بود و سيگاري به لب داشت. سوز سرما زن را در خود فرو برد و او مچاله‌تر شد. شوهر اما به حال خود نبود. در اين بيست سالي كه با او زندگي مي‌كرد، مردش را چنين آشفته و غمگين نديده بود. كنارش نشست.

- چيزي شده؟

جوابي نشنيد.

-با توام. سرد است بيا بريم تو. چرا پكري؟

باز پرسيد. اين بار مرد به او نگاهي كرد و بعد از مكثي گفت.

- مي‌داني فردا چه روزي است؟

-نه. يك روز مثل بقيه‌ي روزها.

-بيست سال پيش يادت هست.

مرد گفت.

زن ادامه داد.

- تازه با هم آشنا شده بوديم.

-مرد گفت: بله.

سيگارش را روي زمين خاموش كرد و ادامه داد.

-اما بيست سال پيش، پدرت به ماجراي من و تو پي برد. مرا خواست.

- آره، يادم هست، دو ساعتي با هم حرف زديد و تو تصميم گرفتي با من ازدواج كني.

- مي‌داني چه گفت؟

-نه. آنقدر از پيشنهاد ازدواجت شوكه شدم كه به هيچ چيز ديگري فكر نمي‌كردم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 18:34
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
زن داداش چیست؟
مارمولکی موذی و خطرناک که بطور مرموزی نظم خانواده را بهم میزند در حالی که معتقد است منشاء تمام مشکلات خواهرشوهر است{-33-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 16:51
+8
benyamin
benyamin
زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه: من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب به من بگو
شوهر: بیناییت فوق العادست عزیزم...........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 00:53
+1
jamal
jamal
از یه دیوونه میپرسن چرا دیوونه شدی . میگه:من یه زنی گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با بابام ازدواج کرد .در نتیجه زن من مادرزن پدر شوهرش شد. از طرفی دختر زن من که زن بابام بود پسری به دنیا آورد که میشد برادر برادر من و نوه ی زنم .پس نوه ی منم میشد.در نتیجه من پدر بزرگ برادر ناتنی خودم بودم . چند روز بعد زن من پسری به دنیا آورد که زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و مادر بزرگ او شد . در نتیجه پسرم برادر مادر بزرگ خودش بود .از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم بود . در نتیجه من خواهر زاده پسرم بودم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:50
+2
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:43
+8
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
به زنی که همیشه میدونه شوهرش
کجاست چی میگن؟ (بیوه)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:28
+3
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
زنه سکته ناقص میکنه
شوهرش میگه: تو چرا هیچ کاری رو درست انجام نمیدی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:09
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ